شمارهٔ ۹۰۰ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
چو وقت گریه کردن رو نهم بر سوی دیوارش
شوم بهوش و باز آیم بهوش از بوی دیوارش
چون مراغ بسملم گر افکند از کوی خود بیرون
طپم در خاک و خون چندان که افتم سوی دیوارش
چون افتاده بیمارم که همچون صورت بیجان
نشستن نیستم قوت مگر پهلوی دیوارش
نوشتم بر در و دیوار محنت خانه غم چندان
که از مشق جنون من سیه شد روی دیوارش
چو نگذارد که رو درروی دیوارش نهم اهلی
دهم تسکین دل باری به گفتگوی دیوارش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این چند بیت از شعر به بیان عشق و پاکی دل میپردازد. شاعر به ارتباط عمیق خود با محبوب اشاره دارد و میگوید که تا زمانی که روح او از محبت و لطافت پر نشده، هیچ چیزی نمیتواند او را آلوده کند. همچنین، او به زیبایی و عفاف محبوبش اشاره میکند و اینکه هیچ نگاهی نمیتواند زیبایی او را بپوشاند. شاعر به اهمیت پاکی دل و دوری از نقوش دنیوی اشاره کرده و میگوید که مانند یک آینه باید در برابر محبوبش پاک باشد. در نهایت، به قدرت جذب عشق اشاره میکند و میگوید حتی اگر دل محبوب سخت باشد، باز هم دل او به سمت عشق جذب میشود.