شمارهٔ ۱۱۰ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
بر تخت عافیت دل من پادشاه بود
تا کرد شاه عشق تو در جان سرایتی
در ملک دل چو عرصه شطرنج فتنههاست
غوغا بود دو پادشه اندر ولایتی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این بیت، شاعر از آرامش و خوشبختی دل خود سخن میگوید که تحت سلطه عشق معشوقش قرار گرفته است. او میگوید که در دلش مانند بازی شطرنج، دسیسهها و فتنههایی وجود دارد و این فتنهها دو پادشاه را به مبارزه کشانده است. به طور کلی، شاعر تضاد میان آرامش قبلی و آشفتگی ناشی از عشق را بیان میکند.