شمارهٔ ۳۵ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
حیران کارخانه صنعم که صد گره
در کار عقل مصلحت اندیش ازو بود
ترکیب خاک پشه نگه کن که با وجود
گر ذره یی سه بخش کنی بیش ازو بود
با این تنی که از سر سوزن بسی است کم
نیشیست کاستخوان بدن ریش ازو بود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به حیرت و تعجب خود از پیچیدگیهای موجود در ساختار و ترکیب بدن انسان اشاره میکند. او به توانایی عقل انسان و مسائلی که در این زمینه وجود دارد، میپردازد و به نوعی به ارزش و اهمیت وجود کوچکترین اجزا در بدن اشاره میکند. شاعر به وضوح میگوید که حتی اگر بخشی از بدن هم کوچک باشد، باز هم تأثیر زیادی دارد و این ترکیبهای کوچک در نهایت به یک کل بزرگ تبدیل میشود.