شمارهٔ ۸۵ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خودستایی عیب درویشان بود
لیک اگر پرسی ز فضل اندوزیم
سامری در پیش من گوساله ایست
کزید بیضاست سحر آموزیم
عیسی ام در نطق و از تجرید نیست
سوزنی تا چاک دامان دوزیم
با هنر حرمان عجب داغیست سخت
ای فلک تا کی بحرمان سوزیم
نیستم فیروزه ای چرخ فلک
کز پس مردن دهی فیروزیم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به انتقاد از خودستایی و جاهطلبی درویشان اشاره دارد و به فضل و دانش واقعی اشاره میکند. شاعر به از بین رفتن کارهای خوب و نادر در دنیای امروز اشاره میکند و از درد و رنجهایی که در زندگی تجربه کرده، سخن میگوید. او میگوید که هنوز در جستجویی عمیق برای یادگیری و هنر است و از زمانهای یاد میکند که دچار غم و حسرت شدهاند. در نهایت، شاعر بر این نکته تأکید میکند که زندگی فقط به خوشبختی و پیروزی در چرخش روزگار بستگی ندارد.