نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۰ - از حشو مصارع اول این قصیده این قطعه بر می خیزد اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / قصیدهٔ اول بنام امیر علیشیر / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

کلک ملک سخن که سخیست

دم توفیق همدمت بوده

غیرکلکت کسی ز زلف سخن

گره نظم و نثر نگشوده

هیچکس بی نسیم مرحمتت

گرد محنت ز چهره نزدوده

سوده شد ذره ذره چهره مهر

بسکه درخشت درگهت سوده

کعبه رحمتی و بنده تو

ره دوری به سعی پیموده

گر تو تمکین نمیکنی هیچ است

بلکه در دسریست بیهوده

گر تو تحسین کنی چنین سخنی

کس نگفتست بلکه نشنوده

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به ستایش و توصیف یک شخصیت بزرگ و سخنور می‌پردازد. شاعر بر این باور است که تنها کسی که می‌تواند به زیبایی‌های سخن بپردازد، خود آن شخصیت است و هیچ‌کس دیگری نمی‌تواند به این خوبی از عواطف و معانی سخن بگوید. همچنین، شاعر به رحمت و لطف این شخصیت اشاره می‌کند و می‌گوید که بدون نسیم محبت او، کسی نمی‌تواند از مشکلات و سختی‌ها رها شود. شخصیت مورد نظر همچون کعبه‌ای از رحمت است و در دسترس همه قرار دارد. در نهایت، شاعر تأکید می‌کند که اگر این شخصیت به ستایش سخن نپردازد، هیچ ارزشی نخواهد داشت و هیچ‌کس نمی‌تواند به عظمت کلام او پی ببرد.