نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۲۸ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / رباعیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

در عشق تو کس جز رخ زردش نرسد

درمان نبرد دلی که دردش نرسد

من مرده خاک پای تو کآب حیات

هر چند که جان دهد بگردش نرسد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به عواطف عمیق و دردناکی در عشق اشاره دارد. شاعر بیان می‌کند که هیچ کس جز معشوقش نمی‌تواند به او نزدیک شود و درمانی وجود ندارد برای دلی که دردش ناشناخته است. او خود را مانند مرده‌ای می‌داند که در پای محبوبش قرار دارد و می‌داند که حتی اگر بخواهد، نمی‌تواند به او برسد و زندگی را از او دریافت کند. این مضمون نشانگر شدت عشق و ناکامی در رسیدن به معشوق است.