نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۱ - مدح اثیر اخسیکتی

اثیر اخسیکتی / قصاید / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

ای عهد تو چون عهد قضا سرمد

وی عمر تو چون عمر ابد ممتد

سرمد از چرخ توئی ز آنروی

ارزانی به ملکت سرمد

رای تو چون قضای خدا الحق

بیداد راضدی است در این مرصد

ملک از تو چون بدرزید ازچرخ

آسوده را قدی است در این مرقد

بر سفره ی سخای تو قرص خور

قرصی است کز محیط کند مبرد

مجموع مفردات وجودی تو

ای عالمی ز فضل و کرم موجد

گر سابق است بر تو جهان شاید

پیش از مرکبات بود مفرد

ور لاحقی بعهد چه عیب آرد

بعد از مرکبات بود ابجد

دریای بند حزم تو گردون را

بیچاره ی شمر چو زمین معقد

اخبار زود باور عقل آید

گر با کفایت تو شود مسند

بی نام تو مدان که عطارد را

مقدار کلک رقم کند یامد

با مشتری سمند تو انباز است

کاین نعل در میان نهد و آن خد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به تفسیر ارتباط بین انسان و قدرت الهی می‌پردازد. شاعر از عهد و عمر انسان به عنوان پیوندی دائمی و نامحدود یاد می‌کند و آن را به قضا و قدر الهی مرتبط می‌سازد. او اشاره به قدرت و سخاوت الهی دارد و بر اهمیت وجود خداوند به عنوان منشأ همه چیز تأکید می‌کند. همچنین شاعر بر این نکته تأکید می‌کند که همه موجودات و پدیده‌ها به نوعی به الهی وابسته‌اند و بی‌نیازی از خداوند ممکن نیست. در نهایت، شاعر از قدرت خداوند در کنترل جهان و تأثیر او بر سرنوشت انسان‌ها سخن می‌گوید، و ارتباط عمیق بین عالم و مخلوق را به تصویر می‌کشد.