شمارهٔ ۱۷ اثیر اخسیکتی
اثیر اخسیکتی / قطعات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
عذری دارم بترک مدحت
چون نسبت عالی تو واضح
جائی است کمال تو که فکرت
قاصر نظر است از آن مطامح
در دیده ی وهم من نیائی
و اینجا مثلی است نیک صالح
کوته کامی چشم ناظر
بی خوردی حجم نجم لایح
در جنب جهان چه خوانمت پس
پیدای نهان چو مشک فایح
ای واسطه صلاح دولت
قدماً نظمت لک المصالح
در نوبت خانیان مفسد
محروم بود امین صالح
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به عذرخواهی میپردازد که نمیتواند به مدح و ستایش شخصی عالی و بینظیر بپردازد، زیرا کمالات آن شخص فراتر از درک و فکر اوست. او بیان میکند که در ذهنش نمیتواند تصور دقیقی از این کمالات داشته باشد و این موضوع برایش دشوار است. شاعر به مقایسه مفاهیم عمیق میپردازد و به وجود نواقص در دیدگاههای ناظر اشاره میکند. همچنین به اهمیت و نقش واسطهها در تامین صلاح و موفقیتها اشاره میکند و به تاریخ و سرنوشت آنها مینگرد. در نهایت، او به عدم دسترسی و محرومیت عدهای از کردارهای نیک اشاره میکند.