نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۱ اثیر اخسیکتی

اثیر اخسیکتی / قطعات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

ای یازده امهات و نه باب

نازاده خلف تر از تو فرزند

قهر تو دورخ نهاده بر زهر

لطف تو سه ضربه داده برقند

شیراجم از تو آسمان صید

شیر علم از تو آسمان رند

خورشید ز خلعتت قبا پوش

جمشید بخدمتت کمر بند

از شکر تو طبع مُل جگر خوار

وز شکر تو کام گل شکرخند

زد وار سر سپهر بیمغز

تا گرز تو سایه بروی افکند

بشکسته بصد هزار پرده

در بسته بصد هزار پیوند

آن کز نظرت بخصم پیوست

برداشت ز کار و بار تو بند

زان شاخ یگانگی فروکاشت

بیخ دو دلی ز سینه برکند

ای مصطنع سخات قلزم

وی بر بنه وقات الوند

فرخنده مثال تو که او راست

روم از در روم تا خط جند

پیوست بر آنکه جبهتش را

با خاک در تو بود پیوند

سوگند بتاج و تارک ماه

اعنی، به رکاب شاه سوگند

کاین بنده بچشم سرچمیدی

نی تا سر آب و تا سمرقند

که وقت بشول او نبودی

در زنگان کوشت پاره ئی چند

آه دو ضعیف در پی او

کس نپسندد تو نیز مپسند

هر تف جگر کزین علل خاست

زایل نشود بقرص ریوند

خصم تو بحالتی گرفتار

بس تنگ چو پرده ی نهاوند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر شاعر به ستایش شخصیت و فضائل فردی می‌پردازد که او را به عنوان مادران بزرگ و فرزندی نازاده و با ارزش می‌شناسد. شاعر از ویژگی‌های انسانی و علمی او تعریفی می‌کند و قدرت و لطف او را تحسین می‌کند. او به وصف شاهکارهای وی می‌پردازد و می‌گوید که وجود او تاثیر بسیار بزرگی بر دیگران دارد و همچون خورشید، روشنایی‌بخش و هدایت‌کننده است. در ادامه، شاعر به وفاداری و ارادت خود به این شخصیت برجسته اشاره می‌کند و بیان می‌دارد که او حتی در شرایط دشوار نیز به او پایبند خواهد ماند. شاعر به وضوح تاکید می‌کند که قدر و ارزش این شخصیت هیچگاه کاهش نخواهد یافت و حتی دشمنان او در برابر او عاجز و درمانده خواهند بود.