نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۹ اثیر اخسیکتی

اثیر اخسیکتی / قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

شاها سموم فاقه نهالی من بسوخت

آبیم ده ز لطف که پروردهٔ توام

گر عالمم خراب کند غصه کی بود

چون ز آب و خاک نطق برآوردهٔ توام

در دست چرخ ناکس چون من بسی است لیک

زان است غبن من که به کس کردهٔ توام

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از دشواری‌ها و مشکلاتی که بر سر راهش قرار دارد سخن می‌گوید. او به نابودی عشق خود اشاره می‌کند و از خداوند می‌خواهد که با لطفش او را پرورش دهد. شاعر بیان می‌کند که با وجود اینکه دچار اندوه است، به خاطر ارتباطش با خدا و وجودش به عنوان مخلوق او، تحمل می‌کند. در پایان، اشاره به ناامیدی‌اش از جهان و حساس بودنش به این مسأله دارد که به دلیل ارتباطش با خدا، ارزش بیشتری نسبت به دیگران دارد.