نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۳ اثیر اخسیکتی

اثیر اخسیکتی / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

چون بدیدم بدیدهٔ تحقیق

که جهان منزل عناست کنون

راد مردان نیک محضر را

روی در برقع فناست کنون

آسمان چون حریف نامنصف

به ره عشوه و دغاست کنون

دل‌فکار است همچو دانه برآنک

زیر این سبز آسیاست کنون

طبع بیمار من ز نشتر آز

شکر، یزدان درست خاست کنون

وز عقاقیر خانهٔ توبه

نوشداروی صدق خواست کنون

وز زبان جهان خدیو خدای

مادح حضرت خداست کنون

لهجه‌ای خوش‌نواتر از زخمه

بلبل باغ مصطفاست کنون

عزت خاره و قصب بر من

چون فزون شد خرد نکاست کنون

سر آزاده و تن آزاد

هیچ کز پشم و پنبه راست کنون

مدتی خدمت ثنا گردم

نوبت خدمت دعاست کنون

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به بررسی وضعیت جهان و انسان‌ها می‌پردازد. او می‌بیند که دنیا به مکانی پر از مشکلات و ناملایمات تبدیل شده است، جایی که مردان بزرگ و نیکوکار در پرده عدم حضور دارند. آسمان نیز به نظر می‌رسد که بی‌عدالتی می‌کند و دل انسان‌ها به گونه‌ای پریشان است. او از درد و رنج خود می‌گوید و به شکرگذاری از خداوند می‌پردازد. همچنین از عواطف خود نسبت به خدا و زیبایی‌های معنوی می‌گوید و در نهایت به این نکته می‌رسد که اکنون زمان دعا و طلب مغفرت است، نه فقط ستایش. در این شعر، تأکید بر نیاز به دعا و طلب رحمت الهی به وضوح دیده می‌شود.