شمارهٔ ۷ اثیر اخسیکتی
اثیر اخسیکتی / قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای خامه ی تو منهی سر ازل شده
محتاج کشته ام قَد ری کاغذم فرست
لیک از بریده ئی طمع از مدح نیک من
فرمان توراست هرچه فرستی بدم فرست
کار عدو بدست مراد تو داده شد
خواهی دهم عطاده و خواهی صدم فرست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به قلم و نوشتن اشاره دارد و میگوید که از آغاز خلقت، خود را محتاج میداند و مانند کاغذی در دست خداوند است. او از خداوند میخواهد که هر آنچه را که برایش مقدر شده است، بفرستد. شاعر همچنین به این نکته اشاره میکند که حالا کارش به دست دشمنان افتاده و از خدا میخواهد که اگر بخواهد به او عطا کند یا ضرر برساند، هر دو را بفرستد.