شمارهٔ ۶ اثیر اخسیکتی
اثیر اخسیکتی / قطعات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
ای شمع آسمانی پروانه جمالت
هر دیده ئی و مهری از خاتم مثالت
جمشید کیست، مرغی در آشیان ملکت
خورشید چیست، ماهی برخیمه کمالت
هر شب برسم تحفه، از مجلس کواکب
مه در طبق در آرد، نو باوه جلالت
با رنگ لب حسامت، سر تا قدم زبان شد
اسرار گفت خواهد، با جان بدسگالت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهی زیبایی و عظمت معشوقی است که به عنوان یک شمع آسمانی و با چهرهای دلربا توصیف شده است. شاعر از روشنی وجود او و تأثیراتی که بر دیگران میگذارد سخن میگوید. او با استفاده از تشبیهات مانند جمشید و خورشید به وصف مقام و کمال معشوق میپردازد. همچنین اشارهای به زیباییهای شب و کواکب دارد که تحفههایی برای او به ارمغان میآورند. در نهایت، اشاره میشود که زیبایی و محبت او زبان را ناتوان کرده و به افشای اسرار دل و جان شاعر میانجامد.