نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸ اثیر اخسیکتی

اثیر اخسیکتی / قطعات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

ای شاه ز ساغر نوالت

ایام ز نیم جرعه مستست

بیمار بقات تا قیامت

بر ملک در فنا به بست است

در حصن حمایت تو عالم

ز آسیب زوال باز و بست است

زانسوی خط عنایت تو

ممکن نشود که هیچ هست است

عزمت که درست با دو مطلق

دندان قضا بسر شکست است

رمحت که درخش خصم سوزاست

از مقدمه ظفر به جست است

فرخنده مثال شاه کاو را

بر عالم روح و جسم دست است

بر چرخ نشانده بنده را زانک

زیر قدم زمانه پست است

ای حضرت شهریار عالم

نوش همه عالمش کبست است

این وقعه که رفت جرم او نیست

جرم فلک ستم پرست است

من کیستم از دعای خسرو

خورشید به رای این به بست است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر دربارهٔ ستایش و عظمت شاه است. شاعر به قدرت و حمایت شاه اشاره می‌کند و از تاثیرات مثبت او بر دانش و قدرت در جهان سخن می‌گوید. او معتقد است که میزان مستی و خوشی در زندگی مردم به دست شاه وابسته است و حتی در پس مشکلات، حمایت و نگاه شاه به مردم جلال و شکوه می‌دهد. شاعر همچنین به سرنوشت و قضا و قدر اشاره می‌کند و معتقد است که تقدیر با وجود دشواری‌ها همواره به نفع شاه خواهد بود. در نهایت، او خود را در کنار شاه و تحت حمایت او قرار می‌دهد و تأکید می‌کند که جرم رخدادهای ناخوشایند در دنیا به فلک و سرنوشت ستمگر برمی‌گردد و نه به خود شاه.