شمارهٔ ۴۸ اثیر اخسیکتی
اثیر اخسیکتی / رباعیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
من بودم و دوش، یار سیمین تن من
جمعی ز نشاط و عیش، پیرامن من
آنها، همه صبحدم پراکنده شدند
جز خون جگر، که ماند در دامن من
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از لحظهای شیرین و شاداب با یاری زیبا صحبت میکند که در میان جمعی از دوستانش بود. اما با طلوع صبح، همه آن دوستان پراکنده شده و تنها یاد تلخ و دردناک علاقهاش باقی مانده است.