نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶ اثیر اخسیکتی

اثیر اخسیکتی / رباعیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

ای داروی جان خستگانت، در لب

گردون ز تو سرگشته و خورشید، به تب

روز از رخ تو، چو شعله ای وام کند

تا حشر شود، دریده پیراهن شب

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و ارزش وجودی معشوق اشاره دارد. شاعر به عشق خود به عنوان دارویی برای خستگی‌ها و دلتنگی‌هایش نگاه می‌کند. او احساس می‌کند که جهان و خورشید به خاطر زیبایی و نور معشوق تحت تأثیر قرار گرفته‌اند. روز و شب در این شعر به نوعی به هم وصل شده‌اند، به شکلی که نور و زیبایی معشوق، دلیلی برای روشنایی روز و فروریختن تاریکی شب است.