نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱۱ امیر معزی

امیر معزی نیشابوری / قصاید / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

هر روزکه خورشید سر ازکوه برآرد

از فتح و ظفر شاه جهان را خبر آرد

گویی‌که همی پوید بیک توبه تعجیل

تا نامه فتح و ظفر از راه در آرد

احسنت وزه ای خسرو پیروزکه هر روز

پیک تو همی نامهٔ فتح و ظفر آرد

هر ماه که نوگردد از آنجا که تو خواهی

اقبال تو را مژده ز ملکی دگر آرد

گه والی تو آرد مال تو ز خاور

گه عامل تو حمل تو از باختر آرد

مهر تو درختی است‌که از باد سعادت

هر دم زدنی دولت و اقبال برآرد

دیدار تو خورشید جهان است که هر روز

صبح ظفر از مشرق اسلام برآرد

هرگه که سخن گویی از آثار گذشته

معنیش گه از قصه و گاه از سمر آرد

باید سخن از سیرت و آثار تو گفتن

تا طبع ز دریای معانی گهر آرد

جان است مگر عدل تو یا نور لطیف است

کاندر تن و در دیده حیات دگر آرد

از جود تو خواهد همه کس حاجت و روزی

جون حجت روزی ز قضا و قدر آرد

هرکاونه به فرمان تو بندد کمر خویش

خم داده میان پیش تو همجون کمر آرد

در دهر هر آن کاو حَشَر آرد به‌ خلافت

اِدْبار و بلا بر تن و جانش حَشَر آرد

ابری است حسام توکه هنگام عداوت

از خون دل و چشم معادی خطر آرد

هرکاو ز پی جاه و خطر با توکشد سر

سر در خط حکم تو ز بیم خطر آرد

ور زانکه سر اندر خط حکم تو نیارد

ناگه سر شمشیر تو عمرش به سر آرد

سعده فلک از دشمن تو روی بتابد

چون رایت تو روی به‌سوی سفر آرد

بر رایت تو شکل هِلال است و زمانه

در زیر هلال تو دو هفته قمر آرد

شاها ملکا بندهٔ عقل و هنر توست

هرکس که همی فخر به عقل و هنر آرد

زان فخرکه چون تو ملکی از بشر آمد

شاید که فرشته همه فخر از بشر آرد

مرد خرد از بزم تو آرد خبر از خلد

چونانکه ز رزم تو نشان سقر آرد

تا دهر بود فخر به نام تو در آفاق

هم خطبه و هم نامه و هم سیم و زر آرد

تا خاک‌ کثافت دهد و باد لطافت

تا آب بخار آرد و آتش شرر آرد

جاوید چنان باد که پیش تو زمانه

اسباب طرب یک ز دگر خوبتر آرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به ستایش و مدح یک پادشاه موفق و پیروز پرداخته است. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا و توصیفاتی کنایه‌آمیز می‌گوید که هر روز با طلوع خورشید، خبر پیروزی‌های پادشاه به گوش می‌رسد و او مانند درختی است که از باد سعادت زنده می‌شود. همچنین از عدالت و سخاوت او که باعث جلب توجه و اعتماد مردم می‌شود، سخن می‌گوید. در ادامه، اشاره‌هایی به دشمنان و خطراتی که پادشاه با آنها مواجه است، وجود دارد و توصیف می‌کند که چگونه موفقیت‌های او باعث ایجاد فخر و افتخار در میان مردم می‌شود. این شعر به نوعی بیانگر قدرت، حکمت و کرامت پادشاه به عنوان یک رهبر مطلق‌العنان است که در عالم وجود خود تأثیرگذار است.