نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۲۵ امیر معزی

امیر معزی نیشابوری / قصاید / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

تا گه از جم یادگارست این همایون روزگار

این جهان هرگز مباد از شاه عالم یادگار

باد میمون و مبارک صدهزاران جشن جم

بر خداوندی که چون جم بنده دارد صدهزار

سایهٔ یزدان ملک سلطان که از تأیید بخت

پیش از آدم کرد عالم عدل او را اختیار

همتش کرده است ناز نیکخواهان را چو نور

رفعتش کردست نور بدسگالان را چو نار

پادشاهی را کند رای بلندش تربیت

پادشاهان را دهد عدل تمامش زینهار

گر نه خورشیدست و رضوان است در شاهی چرا

او زمین گردون نهادست و جهان فردوس وار

خلق را آسایش خلد و نهیب محشرست

بزمگاهش روز بزم و بارگاهش روز بار

تیغ‌گوهردار او از آسمان آمد مگر

زانکه زخمش بر مخالف هست زخم ذوالفقار

دوستان را جان فزاید روز مهر و خرمی

دشمنان را جان گزاید روز کین و کارزار

قاف تا قاف جهان را ‌داور است و پادشاه

شرق تا غرب زمین را خسروست و شهریار

زان همایون تر نباشد ملک را صاحبقران

زو مبارکتر نباشد خلق را پروردگار

شهریارا برخور و شادی کن و رامش‌فزای

زین همایون نوبهار و زین مبار‌ک روزگار

عالم از عدل تو همچون نوبهاری بشکفید

روزگار تو همه خرم سزد چون نوبهار

وقت آن آمد که فرمایی‌کشیدن بامداد

تخت زیرگلستان و رخت زیر لاله‌زار

چهرهٔ جانان شناسی لاله را در بوستان

قامت دلبر شماری سرو را بر جویبار

بر شکوفه باده‌نوشی کاو بود چون روی دوست

وز بنفشه شاد باشی ‌‌کاو بود چون زلف یار

روز نوروزست و هر بنده نثار آرد همی

بنده ی شاعر همی خواهد که جان آرد نثار

تا شمارست و قیاس از آسمان و آفتاب

ملک بادت بی‌قیاس و عمر بادت بی‌شمار

با نشاط و رامش و پیروزی و نیک‌اختری

همچنین نوروز صد نوروز دیگر برگذار

شادی و شاهی و کام و می همه در دست توست

شاد باش و شاه باش و کام جوی و می‌گسار

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به موضوع عظمت و شکوه پادشاهی اشاره دارد و از یادگارهای جمشید و دوران او سخن می‌گوید. شاعر بر اهمیت عدالت و نیکی در حکومت تأکید می‌کند و نعمت‌های زندگی را در سایه‌ی حکمرانی عادلانه می‌ستاید. در این شعر منظور از نوروز، جشن و شادی است و شاعر از پادشاه می‌خواهد که از خوشی‌ها و زیبایی‌های زندگی بهره‌مند شود و به شادی و رونق کشور کمک کند. همچنین تأکید بر دوستی و عدم دشمنی در دوران حکومت وجود دارد. در نهایت، شاعر آرزو می‌کند که پادشاه با بزرگداشت نوروز، به سعادت و خوشبختی مملکت ادامه دهد.