شمارهٔ ۲۹۰ امیر معزی
امیر معزی نیشابوری / قصاید / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
عزیز کرد مرا باز در محل قبول
ظهیر دولت شاه و شهاب دین رسول
چنان شنید ز من شعر، کاحمد مختار
شنید وحی ز روحالامین به وقت نزول
چو در ستایش او لفظ من مکرر شد
لَطَف نمود و ز تکرار من نگشت ملول
کجا ملول شود صاحبی که گاه سخن
بود ز خاطر او نظم را فروع و اصول
ایا ستودهکریمی که شعرگویان را
ز شکر مَکْرِمت توست نکتههای فصول
کمال فضل تو داری و من به مجلس تو
چو فضل خویش نمایم بود کمال فضول
اگر هزار زبانم بود به جای یکی
سزد که رای شریفت دهد نشان قبول
تو پشت آل بتولی و هست نایب من
به مجلس تو خداوند شمع آل بتول
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر در ستایش عزیز و معشوقهای است که در مقام و موقعیت بلندی قرار دارد. شاعر با ابراز ارادت و عشق، به ستایش صفات و فضائل او میپردازد. او بیان میکند که حتی اگر هزار زبان هم داشته باشد، باز هم شایسته است که در حضور او فضایلش را معرفی کند. همچنین، شاعر به جایگاه بزرگ او و نقش وی بهعنوان نایب از آل نبی (ص) اشاره میکند و از محبت و لطف او در برابر تکرار ستایشهایش سخن میگوید، زیرا که عشق و محبت حقیقی نیازی به خستگی و ملول شدن ندارد.