شمارهٔ ۳۰۳ امیر معزی
امیر معزی نیشابوری / قصاید / وزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض)
جاوید ز یادِ خسروِ عالم
سلطان جهان شهنشهِ اعظم
شاهی که نشاط عیش او باقی
شاهی که صبوح بزم او خرم
شاهی که ز خسروان و سلطانان
نازنده به اوست گوهر آدم
ای خسرو نیکبخت نیکاختر
سلطان جهان و داور عالم
عزّ ولی تو هر زمانی بیش
عمر عدوی تو هر زمانی کم
افاق مسخرست حُکمَت را
گویی که به دست توست جام جم
بر بخت نهد موافق تو رَخت
در دام زند مخالف تو دم
تا هست جهان شه جهان بادی
تو شاد و مخالف تو جفت غم
در خانهٔ دوستان تو شادی
در خانهٔ دشمنان تو ماتم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهی بزرگی و عظمت خسرو، پادشاهی است که شادی و نشاط را در زندگی مردم به ارمغان میآورد. او نه تنها سلطان دنیاست، بلکه داور عالم نیز به شمار میآید. سعدی او را "نیکبخت" و "نیک اختر" میخواند و بر این باور است که همه چیز در دست اوست. در حالی که عمر دشمنانش کوتاه است، او در هر زمان عزت و مقام بیشتری را تجربه میکند. در پایان، این شعر به تضاد بین شادی در خانه دوستان و غم در خانه دشمنان اشاره میکند و نشان میدهد که حضور این پادشاه چگونه تاثیر مثبتی بر زندگی مردم دارد.