شمارهٔ ۶۴ امیر معزی
امیر معزی نیشابوری / قصاید / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
از زین دین عراق و خراسان مزین است
این را دلیل ظاهر و حجت مبرهن است
حاجت نیایدش به دلیلی و حاجتی
کاقبال او شناخته چون روز روشن است
بر قدّ بخت او سَلَبی دوخته است چرخ
کاورا ز مهر و ماه گریبان و دامن است
با دوستان گنبد دوار هست دوست
با دشمنانش کوکب سَیّار دشمن است
از خصم ایمن است که پشت و پناه او
شاهنشه سپهشکنِ دشمن افکن است
آتش ز بیم آنکه بسوزد ز خشم او
ترسیده و گریخته در سنگ و آهن است
از بهر مهر و خدمت او کهترانش را
تن عاشق روان و روان عاشق تن است
شعری که من به حضرت او عرضه کردهام
در شرق و غرب تا به قیامت مدون است
من گفتم آنکه بر دل او بود گاه مدح
او نیز آن کند که در اندیشهٔ من است
کارش به کام باد و جهانش مدام باد
زیرا که عالمی به جمالش مزین است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به بزرگی و مقام یک شخص مهم در عراق و خراسان اشاره دارد، که اعتبار و مقام او برای همه آشکار است. او از حمایت و پشتوانهی قوی برخوردار است و در برابر دشمنانش از امنیت و آرامش برخوردار است. دشمنان از خشم او میترسند و خود را در مقابل او ضعیف میبینند. شاعر با ابراز عشق و ارادت به این شخص، میگوید که شعرش تا قیامت در دنیا باقی خواهد ماند و او نیز به خوبی درک میکند که مدح او در دل شاعر چه معنایی دارد. در نهایت، شاعر تأکید میکند که زندگی و کار این شخصیت تحت تأثیر قدرت و زیباییهای عالم است.