شمارهٔ ۶۹ امیر معزی
امیر معزی نیشابوری / قصاید / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
تاج دنیا و دین خداوند است
در همه کارها خردمندست
در خراسان و در عراق امروز
کیست کاو را به زهد مانندست
چرخ را با بقای دولت او
تا جهان است عهد و سوگندست
عقل او را قیاس نتوان کرد
کس نداند که عقل او چندست
چشم دین روشن از سعادت اوست
چشم او روشن از دو فرزندست
آن یکی داوری است قلعهگشای
وین دگر خسروی عدو بندست
نازش هر دو پادشاه بدوست
هر دو را مادر و خداوندست
بنده تشریف او همی خواهد
که به مدحشگهر پراکندست
خیر او از جهانگسسته مباد
که نکوکار و نیک پیوندست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف مقام و ویژگیهای والای یک پادشاه و شخصیت معنوی او میپردازد. نویسنده بر این نکته تأکید میکند که تاج و قدرت او از جانب خداوند است و او در تصمیمها و کارهایش خردمند و عادل است. همچنین به دو فرزند او اشاره میکند که یکی به عنوان داور و دیگری به عنوان پادشاهی نام آور شناخته میشود. در پایان، شاعر به خیر و نیکویی او و ارتباطهای مثبتش اشاره میکند و خواهان این است که این خیر از بین نرود.