نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۵ امیر معزی

امیر معزی نیشابوری / قصاید / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

ای صلاح ملک و دین در عالم‌ کون و فساد

دین یزدان را پناه و ملک سلطان را عماد

در جلالت نیست پیش بخت توکوه بلند

در سخاوت نیست دریا پیش جود تو جواد

از معالی هست کردارت همیشه منتخب

وز معانی هست گفتارت همیشه مستفاد

ایزد دارنده را و گنبد گردنده را

هستی از تقدیر و از تاثیر مقصود و مراد

اختیارت کرد سلطان از ندیمان همچنانک‌

صاحب عادل ز فرزندان و یزدان از عِباد

هر که دارد در ره دولت نهاده یک قدم

مهر توست او را دلیل و شکر تو اِنعام و زاد

هر مسلمان اعتقادی دارد اندر مهر تو

خاصه من خادم کجا دارم خلوص اعتقاد

حضرت تو هست کعبه خدمت تو هست حج

من رهی هستم چو مُحرِم مانده اندر اجتهاد

گرچه از دیدار تو محروم ماندم یک دو بار

مُحرِم محروم را بر همت توست اعتماد

تاکه اندر جان و تن وصف‌کثیف است و لطیف

تا که اندر روز و شب نَعت بیاض است و سواد

تیره بادا از بقای عمر تو چشم فنا

بسته بادا بر صلاح کار تو دست فساد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن به ستایش یک شخصیت بزرگ، که احتمالاً یک پادشاه یا حاکم است، پرداخته و ویژگی‌های برجسته او را بیان می‌کند. شاعر از صلاح و مصلحت او در دنیا و دین سخن می‌گوید و او را به عنوان پناهی برای دین و اساس سلطنت می‌شناسد. او را با صفاتی مثل جلالت، سخاوت و انتخاب از ویژگی‌های پسندیده معالی توصیف می‌کند. شاعر به قدرت و اختیار این شخصیت اشاره کرده و می‌گوید که هر کسی در راه دولت گامی بردارد، مهر او راهنمای اوست. او همچنین به خلوص اعتقاد خود به این شخصیت اشاره کرده و از این که بارها از دیدار او محروم مانده، ابراز حسرت می‌کند. در نهایت، شاعر از آرزوی بقا و گسترش صلاح و کارهای نیک این شخصیت سخن می‌گوید و از فساد و نابودی در زندگی او دوری می‌جوید.