نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲ امیر معزی

امیر معزی نیشابوری / قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

دریاست خاطر من و گوهر در او سخن

در مجلس شریف تو گوهر کنم نثار

شعری که خاطرم به معانی بپرورد

باشد یکی طویله پر از در شاهوار

در نقد و در شناختن شعرهای خویش

بر همت و کفایت تو کردم اختصار

تا هست در زمانهٔ فانی بلند و پست

تا هست در میانهٔ ‌گیتی عزیز و خوار

بادی بلند و دشمن تو باد سرنگون

بادی عزیز و حاسد تو باد خاکسار

اقبال همنشین تو بالصیف و الشتاء

توفیق رهنمای تو فی‌ اللیل و النهار

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این قطعه به بیان احساسات و تفکرات خود درباره دوست و گوهری که در مجلس او حاضر است، می‌پردازد. او می‌گوید که در این محیط شریف، از گوهر صحبت کرده و اشعارش را با دقت و شناخت از خود ارائه می‌دهد. او همچنین به وجود تضادها در دنیا اشاره می‌کند؛ جایی که انسان‌ها هم می‌توانند بزرگ و عزیز و هم خوار و پست باشند. به دشمنان خود ناخوش را تسلیت می‌گوید و به دوست خود احترام می‌گذارد و برای او دعا می‌کند که در هر لحظه مورد توفیق الهی قرار گیرد.