شمارهٔ ۱۱ امیر معزی
امیر معزی نیشابوری / قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
جهان گشاده ثنای تو را چو شیر دهان
زمانه بسته رضای تو را چو تیر کمر
غبار موکب تو کرده چشم گردون کور
صهیل مرکب تو کرده گوش گردون کر
فکند رمح تو هر ساعتی از آن مردم
ربود تیغ تو هر لحظهای از آن لشکر
هزار جوشن و تن در میانهٔ جوشن
هزار مغفر و سر در میانه مغفر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به وصف عظمت و جلال شخصیت محبوب خود میپردازد. او بیان میکند که جهانیان ستایش و ثنای او را سر دادهاند، اما زمانه در برابر او تسلیم شده و تلاش میکند رضایت او را جلب کند. موکب او باعث نابینایی چشمهای آسمان و کر شدن گوشهای آن شده است. همچنین، او برتری نظامی و قدرت خود را نشان میدهد، به طوری که هر لحظه از او بر دشمنانش اثر میگذارد و استخوانبندی و تجهیزاتی که در میانه نبرد است، توصیف میشود. این شعر تصویری از قدرت و دلاوری دارد.