نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۵ امیر معزی

امیر معزی نیشابوری / قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای روزگار خورده کم روزگار گیر

بیغوله را ز تیر حوادث حصار گیر

یک‌ره که در سرای سپنجی نشسته‌ای

اندیشه کن ز راه و شدن را شمار گیر

اکنون که کارهای جهان با خصومت است

بگریز و از میان خصومت کنار گیر

پیشی مجوی بر کس و بیشی طلب مکن

در کنج خانه‌ای به‌ قناعت قرار گیر

غره مشو به نعمت و دل در جهان مبند

از فخر ملک و نعمت او اعتبار گیر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زندگی و چالش‌های روزگار اشاره دارد. شاعر به خواننده توصیه می‌کند که در مواجهه با سختی‌ها و حوادث تلخ، از خود محافظت کند و به جای وارد شدن در نزاع، کنار کشیده و به آرامش و قناعت در زندگی بپردازد. همچنین، او هشدار می‌دهد که به نعمت‌های دنیوی و فخر کردن به آن‌ها اعتماد نکند، بلکه باید ارزش و اعتبار خود را در درون جست‌وجو کند. به‌طور کلی، این شعر دعوتی به تفکر و انتخاب راهی معقول در زندگی است.