شمارهٔ ۱۶ امیر معزی
امیر معزی نیشابوری / قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
عزیز کرد مرا در محل عز و قبول
ظهیر دولت شاه و شهاب دین رسول
چنان شنید زمن شعر، کاحمد مختار
شنید وحی ز روحالامین به وقت نزول
چو در ستایش او لفظ من مکرر شد
لَطَف نمود و ز تکرار من نگشت ملول
کجا ملول شود صاحبی که گاه سخن
بود ز خاطر او نفع را فروع و اصول
ایا ستودهکریمی که فضلگویان را
ز شکر مکرمت توست فصلها ز فصول
کمال فضل تو داری و من به مجلس تو
چو فضل خویش نمایم بود کمال فضول
اگر هزار زبانم بود به جای یکی
ستایش تو یکی از هزار کیف اقول
چو کرد طبع لطیفت قبول شعر مرا
سزد که رای شریفت دهد نشان قبول
تو بشت آل بتولی و هست نایب من
به مجلس تو خداوند شمع آل بتول
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به تمجید و ستایش از شخصیتی بزرگ و مورد احترام میپردازد، که به نظر میرسد اشاره به پیامبر اسلام و دینی والادار دارد. او از لطف و بزرگواری این شخصیت صحبت میکند و میگوید که تکرار ستایش او، خستهکننده نیست و برعکس، سبب خوشنودی و رضایت او میشود. شاعر خود را کوچک و ناتوان در وصف فضایل این شخصیت میبیند و اعتراف میکند که هرچند اگر هزار زبان هم داشت، باز هم نمیتواند به درستی او را ستایش کند. در نهایت، اشاره میکند که این شخصیت به مجلسی دعوت شده است که در آن، نور و فضایل خاندان او (اهل بیت) روشناییبخش است.