نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۲ امیر معزی

امیر معزی نیشابوری / قطعات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای بار خدایی که خداوند جهانی

لشکر شکن و ملک ده و ملک ستانی

دریادل و مه‌طلعت و خورشید ضمیری

باران سپه و ابر کف و برق سنانی

فخرست به‌ سلطانی تو پیر و جوان را

تا با خرد پیری و با بخت جوانی

چون مهر و سپهری و نه آنی و نه اینی

چون ابر و هژیری و نه اینی ونه آنی

چندین سخن نغز که دارد که تو داری

چندین سخن نغز که داند که تو دانی

شاهان جهان را به‌ گه کین و گه مهر

از تخت برانگیزی و بر تخت نشانی

با تیغ به یک ساعت ملکی بگشایی

با جام به یک لحظه‌ گنجی بفشانی

هرگز نبود شادی و هرگز نبود غم

آن را که برانی تو و آن را که بخوانی

در جام تو می بر صفت آب حیات است

چون خضر امیدست که جاوید بمانی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به خداوندی اشاره می‌کند که خالق و قدرت مطلق جهان است. او را به عنوان کسی توصیف می‌کند که می‌تواند سرنوشت انسان‌ها را تغییر دهد و با قدرت خود، شادی و غم را به آنان ارزانی دارد. خداوند، هم به جوانان و هم به پیران فخر می‌دهد و با عظمت وجودش، همچون خورشید و ابر تأثیرگذار است. شاعر از قوه‌ی خداوند در گشایش و بستن ملک‌ها و همچنین در آوردن خوشبختی و ثروت سخن می‌گوید. در نهایت، او به امید و زندگی جاویدان اشاره می‌کند که در وجود خداوند نهفته است.