نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۳ امیر معزی

امیر معزی نیشابوری / قطعات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای شاه عطا بخش که بخشنده‌تر از تو

چشم فلک پیر ندیده‌ست جوانی

درویش به‌درگاه تو بشتافتم امروز

جود تو مرا کرد توانگر به‌ زمانی

شد قصهٔ من قصهٔ موسی‌که همی جست

از روشنی اندر شب تاریک نشانی

در آخر شب‌ گشت‌ کلیمی و رسولی

در اول شب بود کلیمی و شبانی

من شکر تو گفتن نتوانم به‌ تمامی

گر بر تن من‌ گردد هر موی زبانی

همواره مدیح تو سگالم به‌ دل و جان

کز بهر مدیح تو دلی دارم و جانی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر در مدح و ستایش یک پادشاه بخشنده سروده شده است. شاعر خود را درویشی معرفی می‌کند که به درگاه پادشاه رفته و از بخشندگی او بهره‌مند شده است. او خود را شبیه به موسی می‌داند که در جستجوی نور و امید در تاریکی شب است. همچنین شاعر به ناکافی بودن توانایی‌اش در بیان شکر و قدردانی از پادشاه اشاره می‌کند و می‌گوید که حتی اگر هر موی او به زبان تبدیل شود، باز هم نمی‌تواند قدردانی کامل کند. او در نهایت عزم خود را برای مدح پادشاه نشان می‌دهد و می‌گوید که همیشه در دل و جانش این مدح و ستایش وجود دارد.