قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۹ - در مدح رضیةالدین مریم انوری
انوری ابیوردی / قصاید / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
ای فخر همه نژاد آدم
ای سیدهٔ زنان عالم
روحالقدس از پی تفاخر
مهر تو نهاد مهر خاتم
سلطانت کریمةالنسا خواند
شد ذات شریف تو مکرم
راضی ز تو ای رضیةالدین
جبار تو ذوالجلال اکرم
در خدمت طالع تو دارد
سعد فلکی دو دست برهم
بر خستگی نیازمندان
پیوسته ز لطف تست مرهم
اسبی که عنانکش تو باشد
زاقبال شود چو رخش رستم
عمرت ندب هزار گردد
نراد فلک اگر زند دم
روحالله اگر چه بود عیسی
تو راحت روح و آن دل هم
موجود شداز تو جود و احسان
چونان که مسیح شد ز مریم
اقبال تو بر فزون به هر روز
در دولت خسرو معظم
آن پادشهی که خسروان را
از هیبت او فرو شود دم
از ورد و تضرعت سحرگاه
بنیاد بقای اوست محکم
با خاک در تو ز ایران راست
بر چهره صفای آب زمزم
در مدح و ثنات شاعرانراست
تشریف و صلات خز معلم
ارواح ملک به ناله آمد
صوت تو گرفت چون ترنم
جز بر تو ثنا و مدح گفتن
باشد چو تیمم و لب یم
احباب ترا به زیر رانست
ز اقبال توبارگی و ادهم
اعدای ترا زه گریبان
طوقیست بسان مار ارقم
از قربت تو سرور و شادی
وز فرقت تو مراست ماتم
گیرد فلک ار بخشک ریشم
من در ندهم به خویشتن نم
بودی پدرم به مجلس تو
یاری سره و حریف محرم
تو شاد بزی که رفت و زو ماند
میراث به ماندگان او غم
ارجو که رهی شود ز لطفت
بر اغلب مادحان مقدم
تا هشت سپهر و چار طبعاند
آمیخته ز امتزاج بر هم
بادات بقا و عز و اقبال
بیش از رقم حروف معجم
ماه رمضان خجسته بادت
تا پیش صفر بود محرم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر در مدح و ستایش یک شخصیت بزرگ و محترم، احتمالاً حضرت فاطمه (س) است. شاعر از مقام والا و ویژگیهای برجسته این شخصیت سخن میگوید و او را فخر نژاد آدم و سیده زنان عالم مینامد. او به ارتباط این شخص با خدا و روحالقدس اشاره میکند و از برکات و لطفهای او نسبت به نیازمندان صحبت میکند. شاعر به عزت و شان این شخصیت در میان انسانها و خدمت به دیگران تاکید دارد و به تأثیر مثبت او بر بشر اشاره میکند. در پایان، شاعر امید دارد که ویژگیها و فضائل او همچنان در بین مردم زنده بماند و یاد و اثر او ماندگار باشد.