قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۸ - در مدح امیر طغرل تکین انوری
انوری ابیوردی / قصاید / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
از در شاهی در طغرل تکین
شحنهٔ دین خنجر طغرل تکین
نوبتی ملک به زین اندرست
تا به ابد بر در طغرل تکین
پشت زمین کرد چو روی سپهر
دست گهر گستر طغرل تکین
روی زمین شست ز گرد ستم
عدل جهانپرور طغرل تکین
در شب کین صبحدم فتح را
نور دهد مغفر طغرل تکین
چرخ چو سوگند بمردی خورد
دست نهد بر سر طغرل تکین
فتنه گر اندیشه شود نگذرد
بر طرف کشور طغرل تکین
غصهٔ بیغاره خورد روز بزم
ماه نو از ساغر طغرل تکین
نیست یقین را و گمان را وقوف
بر عدد لشکر طغرل تکین
دور فلک با همه فرماندهی
کیست یکی چاکر طغرل تکین
مه ز فزونی و کمی کی دهد
تا نشود افسر طغرل تکین
فتح و ظفر هر دو دو رایت کشند
در حشم صفدر طغرل تکین
تا به شرف دربود اختر قوی
باد قوی اختر طغرل تکین
پیشرو کارکنان قضا
عزم قضا پیکر طغرل تکین
چشم جهان جست بسی هم نیافت
هیچ شهی همسر طغرل تکین
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن در ستایش طغرل تکین، فرمانروای بزرگ و نیکوکار نوشته شده است. شاعر به ویژگیهای برتر او اشاره دارد، از جمله عدالت، شجاعت و پیروزیهای بینظیرش. او به طغرل به عنوان نگهبان و ریشهدار در عرصه قدرت و حاکمیت اشاره میکند و تأکید میکند که هیچ کس نمیتواند با او برابر شود. همچنین، شاعر به تأثیر او در بهبود وضعیت جامعه و برقراری صلح و امنیت اشاره میکند و او را ستایش میکند که در هر میدان جنگ و عرصهای برجسته است. در نهایت،امید به پیروزیهای بیشتر او و تأثیر او بر سرنوشت کشور به وضوح محسوس است.