نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۳ - از دوستی قدری ارزن برای فاخته خواسته انوری

انوری ابیوردی / قصاید / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

ای همای همتت سر بر سپهر افراخته

کس چو سیمرغت نظیری در جهان نشناخته

دور بین چون کرکس و خصم افکنی همچون عقاب

باز هنگام هنر گردن چو باز افراخته

طوطیان نظم کلام و بلبلان زیر نوا

جز به یاد مجلست نا داده و ننواخته

بخت بیدارت خروسان سحرگه‌خیز را

از پگه‌خیزی که هست از چشم صبح انداخته

تا به تاج هدهد و طاوس در کین عدوت

نیزهای پر ز دست و تیغهای آخته

قهر شاهین انتقامت اخگر دل در برش

چون در امعاء شترمرغ از اسف بگداخته

نیک پی آن بنده‌ات ای بندگانت نیک پی

از تجملها به کف کردست جفتی فاخته

طوق قمری بر قفا خون تذرو اندر دو چشم

با چنین فر و بها دلها ز غم پرداخته

نرد زیب از کبک و تیهو برده پس بی‌اختیار

مانده اندر ششدر حبس قفس ناباخته

هریکی را همچو لقلق مار باید صعوه کرم

سوی آب و دانه بینی دایم اندر تاخته

چون حواصل هیچ سیری می‌ندانند از علف

وین غلامک وجه بنجشکی ندارد ساخته

مکرمت کن پاره‌ای ارزن فرستش کز شره

چون دو زاغند این دو شهرآشوب کشور تاخته

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به تمجید از همت و ویژگی‌های خاص یک شخصیت توانا می‌پردازد. شاعر او را با سیمرغ مقایسه می‌کند و او را بی‌نظیر در جهان می‌داند. او ویژگی‌هایی چون دوربینی و خصومت را به کرکس و عقاب نسبت می‌دهد. همچنین، شاعر به زیبایی‌های کلام و نوای بلبلان اشاره می‌کند که تنها یادآور مجالس او هستند. در ادامه، بخت خوش او و بیداری صبح را یادآور می‌شود و بر مقام او در برابر دشمنان تأکید می‌کند. شیوه‌های انتقام او از دیگر پرندگان نیز توصیف می‌شود. شاعری با اشاره به بندگان نیک‌طینت، از تجمل و زیبایی‌های زندگی یاد می‌کند و در نهایت به نیاز به حمایت و محبت در زمان قحطی و غم اشاره می‌کند، به ویژه برای افرادی که در شرایط سختی به سر می‌برند. به طور کلی، شعر به تمجید از ویژگی‌های یک رهبر بزرگ، مظاهر زینت و زیبایی زندگی، و نیاز به حمایت انسانی در شرایط دشوار تأکید دارد.