نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۴ - مدح سلطان سنجر انارالله برهانه انوری

انوری ابیوردی / قصاید / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

ای جهان را عدل تو آراسته

باغ ملک از خنجرت پیراسته

حلقهٔ شبرنگ زلف پرچمت

روزها رخسار فتح آراسته

در دو دم بنشانده از باران تیر

هرکجا گرد خلافی خاسته

خسروان نقش نگین خسروی

نام را جز نام تو ناخواسته

گنجها خواهان دستت زان شدند

کز پی خواهنده دادی خواسته

در بلاد ملک تو با خاک پیر

راستی باید ز خاک آراسته

ای به قدر و رای چرخ و آفتاب

باد ماه دولتت ناکاسته

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به ستایش عدالت و زیبایی‌های دنیا پرداخته و به وجود قدرت و شکوه فرمانروایی اشاره می‌کند. شاعر از زلف پرچم و جلوه‌های پیروزی سخن می‌گوید و بیان می‌کند که هرجا که نابرابری و ظلمه‌ای وجود دارد، باران تیر بر آن می‌بارد. او همچنین به نام خسروان و خواست‌های مردم اشاره کرده و تأکید می‌کند که برای آراستگی و سعادت باید از خاک و زمین‌های پادشاهی استفاده شود. در نهایت، شاعر به ثبات و قدرت دولت اشاره کرده و آرزوی موفقیت برای آن دارد.