قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۳ انوری
انوری ابیوردی / قصاید / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
زهی ز روی بزرگی خلاصهٔ دنیی
علو قدر تو برهان آسمان دعوی
به اهتمام تو دایم عمارت عالم
ز التفات تو خارج عداوت دنیی
تویی که مفتی کلک تو در شریعت ملک
به امر و نهی امور جهان دهد فتوی
تویی که منهی رای تو بیوسیلت وحی
ز گرم و سرد نهان قضا کند انهی
سپهر گفت به جاه از زمانه افزونی
به صدهزار زبان هم زمانه گفت آری
چو کان عریق بود گوهرش نفیس آید
شناسد آنکه تامل کند در این معنی
کدام گوهر و کان عریقتر که بود
گهر محمد مسعود و کان علی یحیی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به ستایش بزرگی و مقام والای خدا و همچنین مقام پیامبر اسلام (محمد) و امام علی (علی) میپردازد. او تأکید میکند که علو مقام خداوند و بزرگی شخصیتهای مذهبی سبب برقراری نظم و آرامش در جهان میشود. قدرت و اراده الهی را در اداره امور دنیا مهم میداند و اشاره میکند که هدایت الهی از طریق وحی به انسانها میرسد. شاعر با اشاره به گوهرهای نفیس، مقام انسانی را در سایهی شناخت و درک عمیق از خدا و پیامبران به تصویر میکشد.