نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۸ - در مدح مودود شاه زنگی انوری

انوری ابیوردی / قصاید / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

بازآمد آنکه دولت و دین در پناه اوست

دور سپهر بندهٔ درگاه جاه اوست

مودود شه مؤید دین پهلوان شرق

کامروز شرق و غرب جهان در پناه اوست

گردون غبار پایهٔ تخت بلند او

خورشید عکس گوهر پر کلاه اوست

سیر ستارگان فلک نیست در بروج

بر گوشهای کنگرهٔ بارگاه اوست

چشم مجاهدان ظفر نیست بر قدر

بر سمت ظل رایت و گرد سپاه اوست

ای بس همای بخت که پرواز می‌کند

در سایه‌ای که بر عقب نیکخواه اوست

هم سبز خنگ چرخ کمین بارگیر او

هم دستگاه بهر کهین دستگاه اوست

بر آستان چرخ به منت قدم نهد

گردی که مایه و مددش خاک راه اوست

انصاف اگر گواه دوام است لاجرم

انصاف او به دولت دایم گواه اوست

روزش چنین که هست همیشه به کام باد

کاین ایمنی نتیجهٔ روز پگاه اوست

منصور باد رایت نصرت‌فزای او

کاین عافیت ز نصرت تشویش کاه اوست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن درباره‌ی قدر و جایگاه بالای یک شخصیت مهم و تاثیرگذار است که دولت و دین در سایه‌ی او قرار دارند. شاعر به ستایش او می‌پردازد و او را همچون خورشید می‌داند که نورش بر جهان می‌تابد. هر چیز در گردونه‌ی هستی به نوعی به او وابسته است و قدرت و موفقیت او را به عنوان نشانه‌ای از عدالت و استمرار می‌بیند. همچنین به بخت و سعادت به وجود آمده در نتیجه‌ی وجود او اشاره می‌کند، و آرزوی دوام و پیروزی برای او دارد. در نهایت، این شخصیت به عنوان منبع امنیت و نصرت در زندگی مردم معرفی می‌شود.