قصیدهٔ شمارهٔ ۴۶ - در وصف عمارت ممدوح انوری
انوری ابیوردی / قصاید / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
این همایون مقصد دنیا و دین معمور باد
جاودان چون هست معمور از حوادث دور باد
در حریم او خواص کعبه هست از ایمنی
در اساس استوار او ثابت طور باد
از سر جاروب فراشان او هر بامداد
سقف گردون پر غبار بیضهٔ کافور باد
وز نوای پاسبان نوبتش هر نیم شب
در دماغ آسمان از نغمت خوش سور باد
آفتاب ار بیاجازت بگذرد بر بام او
روز دوران از کسوف کل شب دیجور باد
فضلهای کز خاک دیوارش به باران حل شود
در خواص منفعت چون فضلهٔ زنبور باد
استناد کنگرهش را ماه بادام نیم دست
واندرو پیوسته عالی مسند دستور باد
چار دیوارش که از هر چار ارکان برترند
از جمالش جاودان این نه فلک مسرور باد
حظ موفور است الحق این عمارت را ز حسن
حظ برخوداری صاحب ازو موفور باد
ای سلیمان دوم را آصفی آصف اثر
تخت و بالش تا ابد بر هردوتان مقصور باد
هرکه چون دیو سلیمان بر شما عاصی شود
در سرای دیو محنت دایما مزدور باد
نظم و ترتیب وجود از رایت و رای شماست
سال و مه این رای و رایت صایب و منصور باد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره آرزوی جاودانی و استحکام مقام و منزلت خداوند و نیز مقام انسانی همچون سلیمان است. شاعر از ایمنی و شکوه حریم خداوند سخن میگوید و آن را به کعبه تشبیه میکند. او امیدوار است که روز و شب به خاطر عظمت و جلال خداوند از تاریکی و کسوف به دور باشد. شاعر به زیبایی و برکات این معمار عظیم اشاره میکند و خواستار دوام و پایداری این نعمتهاست. همچنین، او از قدرت و تدبیر الهی در نظام عالم و حکومت اشاره دارد و آرزو میکند که هرگونه دشمنی و ناهنجاری از بین برود. در نهایت، او از نظم و ترتیب حاکم بر همه پدیدهها و تاثیر آن بر زمان و مکان سخن میگوید.