نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۰۶ انوری

انوری ابیوردی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

اگر نقش رخت بر جان ندارم

به زلف کافرت ایمان ندارم

ز تو یک درد را درمان مبادم

اگر صد درد بی‌درمان ندارم

ز عشقت رازها دارم ولیکن

ز بی‌صبری یکی پنهان ندارم

صبوری را مگر معذور داری

دلی می‌باید و من آن ندارم

مرا گویی ز پیوندم چه داری

چه دارم جز غم هجران ندارم

گر از تو بوسه‌ای خواهم به جانی

تو گویی بوسهٔ ارزان ندارم

لبت دندانم از جا برکشیدست

چو گویی با لبت دندان ندارم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به بیان احساسات عمیق و دردناکی می‌پردازد که ناشی از عشق ناکام و جدایی است. او می‌گوید که بدون عشق معشوق، زندگی‌اش معنایی ندارد و دردهایش بی‌درمان هستند. شاعر از رازها و پیوندهای عاشقانه‌اش سخن می‌گوید، اما تأکید می‌کند که تنها غم جدایی را در دل دارد. همچنین، او اشاره می‌کند که تلاش‌هایش برای نزدیکی به معشوق بی‌ثمر است و حتی در درخواست یک بوسه، احساس می‌کند که معشوق بر او بی‌اعتنا است. در نهایت، شاعری که در جست‌وجوی محبت و درک است، با حسرت و ناامیدی از وضعیت خود سخن می‌گوید.