غزلیات — دیوان اشعار انوری
فهرست شعرها
- غزل شمارهٔ ۶ — گر باز دگرباره ببینم مگر او را
- غزل شمارهٔ ۳ — ای کرده خجل بتان چین را
- غزل شمارهٔ ۲ — جرمی ندارم بیش از این کز جان وفادارم تو را
- غزل شمارهٔ ۴ — ای کرده در جهان غم عشقت سمر مرا
- غزل شمارهٔ ۵ — تا بود در عشق آن دلبر گرفتاری مرا
- غزل شمارهٔ ۷ — از دور بدیدم آن پری را
- غزل شمارهٔ ۱ — بیا ای جان، بیا ای جان، بیا فریاد رس ما را
- غزل شمارهٔ ۸ — جانا به جان رسید ز عشق تو کار ما
- غزل شمارهٔ ۱۲ — خه از کجات پرسم چونست روزگارت
- غزل شمارهٔ ۱۶ — جرم رهی دوستی روی تست
- غزل شمارهٔ ۱۵ — تا دل مسکین من در کار تست
- غزل شمارهٔ ۱۳ — در همه عالم وفاداری کجاست
- غزل شمارهٔ ۹ — ای غارت عشق تو جهانها
- غزل شمارهٔ ۱۴ — غم عشق تو از غمها نجاتست
- غزل شمارهٔ ۱۰ — ای از بنفشه ساخته گلبرگ را نقاب
- غزل شمارهٔ ۱۱ — خهخه به نام ایزد آن روی کیست یارب
- غزل شمارهٔ ۲۰ — گلبن عشق تو بیخار آمدست
- غزل شمارهٔ ۲۲ — کارم ز غمت به جان رسیدست
- غزل شمارهٔ ۲۱ — پایم از عشق تو در سنگ آمدست
- غزل شمارهٔ ۱۷ — دل در آن یار دلاویز آویخت
- غزل شمارهٔ ۱۸ — ای به دیدهٔ دریغ خاک درت
- غزل شمارهٔ ۲۳ — حسن را از وفا چه آزارست
- غزل شمارهٔ ۲۴ — معشوقه به رنگ روزگارست
- غزل شمارهٔ ۱۹ — رخت مه را رخ و فرزین نهادست
- غزل شمارهٔ ۲۷ — یارب چه بلا که عشق یارست
- غزل شمارهٔ ۲۶ — ای یار مرا غم تو یارست
- غزل شمارهٔ ۳۰ — مهرت به دل و به جان دریغست
- غزل شمارهٔ ۲۵ — ز عشق تو نهانم آشکارست
- غزل شمارهٔ ۳۱ — ای برادر عشق سودایی خوشست
- غزل شمارهٔ ۲۸ — هر شکن در زلف تو از مشک دالی دیگرست
- غزل شمارهٔ ۲۹ — امید وصل تو کاری درازست
- غزل شمارهٔ ۳۲ — کار دل از آرزوی دوست به جانست
- غزل شمارهٔ ۳۸ — عشق تو دل را نکو پیرایهایست
- غزل شمارهٔ ۳۳ — عشق تو از ملک جهان خوشترست
- غزل شمارهٔ ۳۷ — جمالت بر سر خوبی کلاهست
- غزل شمارهٔ ۳۶ — مرا دانی که بیتو حال چونست
- غزل شمارهٔ ۴۰ — بازماندم در غم و تیمار او تدبیر چیست
- غزل شمارهٔ ۳۴ — عشق تو قضای آسمانست
- غزل شمارهٔ ۳۹ — هرکس که غم ترا فسانهست
- غزل شمارهٔ ۳۵ — هرکه چون من به کفرش ایمانست
- غزل شمارهٔ ۴۲ — ماه چون چهرهٔ زیبای تو نیست
- غزل شمارهٔ ۴۴ — روی برگشتنم از روی تو نیست
- غزل شمارهٔ ۴۵ — جانا دلم از خال سیاه تو به حالیست
- غزل شمارهٔ ۴۳ — از تو بریدن صنما روی نیست
- غزل شمارهٔ ۴۸ — مکن ای دل که عشق کار تو نیست
- غزل شمارهٔ ۴۱ — دل بیتو به صدهزار زاریست
- غزل شمارهٔ ۴۷ — در همه مملکت مرا جانیست
- غزل شمارهٔ ۴۶ — عشق تو بیروی تو درد دلیست
- غزل شمارهٔ ۵۲ — رایت حسن تو از مه برگذشت
- غزل شمارهٔ ۵۶ — مرا با دلبری کاری بیفتاد
- غزل شمارهٔ ۵۳ — یار ما را به هیچ برنگرفت
- غزل شمارهٔ ۴۹ — بیمهر جمال تو دلی نیست
- غزل شمارهٔ ۵۱ — باز کی گیرم اندر آغوشت
- غزل شمارهٔ ۵۴ — سخت خوشی چشم بدت دورباد
- غزل شمارهٔ ۵۰ — یار با من چون سر یاری نداشت
- غزل شمارهٔ ۵۵ — از بس که کشیدم از تو بیداد
- غزل شمارهٔ ۵۷ — هرکس که ز حال من خبر یابد
- غزل شمارهٔ ۵۸ — جان ز رازت خبر نمییابد
- غزل شمارهٔ ۶۲ — عشق تو بر هرکه عافیت بهسر آرد
- غزل شمارهٔ ۶۱ — یار گرد وفا نمیگردد
- غزل شمارهٔ ۶۰ — حسنت اندر جهان نمیگنجد
- غزل شمارهٔ ۵۹ — در دور تو کم کسی امان یابد
- غزل شمارهٔ ۶۴ — عشق هر محنتی به روی آرد
- غزل شمارهٔ ۶۳ — یار دل در میان نمیآرد
- غزل شمارهٔ ۷۰ — یار با هرکسی سری دارد
- غزل شمارهٔ ۶۶ — تا ماهرویم از من رخ در حجیب دارد
- غزل شمارهٔ ۶۹ — جان نقش رخ تو بر نگین دارد
- غزل شمارهٔ ۶۷ — مرا تا کی فلک رنجور دارد
- غزل شمارهٔ ۷۱ — دلبر هنوز ما را از خود نمیشمارد
- غزل شمارهٔ ۷۲ — تا کار مرا وصل تو تیمار ندارد
- غزل شمارهٔ ۶۵ — زلف تو تکیه بر قمر دارد
- غزل شمارهٔ ۶۸ — با قد تو قد سرو خم دارد
- غزل شمارهٔ ۷۳ — به بیل عشق تو دل گل ندارد
- غزل شمارهٔ ۷۵ — آرزوی روی تو جانم ببرد
- غزل شمارهٔ ۷۹ — حلقهٔ زلف تو بر گوش همی جان ببرد
- غزل شمارهٔ ۷۴ — دلم را انده جان میندارد
- غزل شمارهٔ ۷۶ — بدیدم جهان را نوایی ندارد
- غزل شمارهٔ ۷۸ — عشقم این بار جان بخواهد برد
- غزل شمارهٔ ۷۷ — بتی دارم که یک ساعت مرا بیغم بنگذارد
- غزل شمارهٔ ۸۰ — روی تو آرام دلها میبرد
- غزل شمارهٔ ۸۴ — جمالش از جهان غوغا برآورد
- غزل شمارهٔ ۸۵ — باز دستم به زیر سنگ آورد
- غزل شمارهٔ ۸۷ — هر کرا با تو کار درگیرد
- غزل شمارهٔ ۸۸ — مرا صورت نمیبندد که دل یاری دگر گیرد
- غزل شمارهٔ ۸۶ — حسنش از رخ چو پرده برگیرد
- غزل شمارهٔ ۸۲ — عشقِ تو را خرد نباید شمرد
- غزل شمارهٔ ۸۳ — ای مانده من از جمالِ تو فرد
- غزل شمارهٔ ۸۱ — صبر کن ای تن که آن بیداد هجران بگذرد
- غزل شمارهٔ ۹۱ — نه وعدهٔ وصلت انتظار ارزد
- غزل شمارهٔ ۹۳ — درد تو صدهزار جان ارزد
- غزل شمارهٔ ۹۲ — جانا دهان تنگت صد تنگ شکر ارزد
- غزل شمارهٔ ۹۴ — از وصل تو آتش جگر خیزد
- غزل شمارهٔ ۹۵ — چون کسی نیست که از عشق تو فریاد رسد
- غزل شمارهٔ ۹۰ — دل راه صلاح برنمیگیرد
- غزل شمارهٔ ۸۹ — نه دل کم عشق یار میگیرد
- غزل شمارهٔ ۹۶ — دست در وصل یار مینرسد
- غزل شمارهٔ ۹۸ — هرچه با من کنی روا باشد
- غزل شمارهٔ ۱۰۰ — رنگ عاشق چو زعفران باشد
- غزل شمارهٔ ۹۷ — دردم فزود و دست به درمان نمیرسد
- غزل شمارهٔ ۱۰۱ — ترا کز نیکوان یاری نباشد
- غزل شمارهٔ ۱۰۲ — مرا گر چون تو دلداری نباشد
- غزل شمارهٔ ۹۹ — نه چو شیرین لبت شکر باشد
- غزل شمارهٔ ۱۰۳ — بیعشق توام به سر نخواهد شد
- غزل شمارهٔ ۱۰۴ — حسن تو بر ماه لشکر میکشد
- غزل شمارهٔ ۱۰۸ — با روی دِلَفروزت سامان بنمیماند
- غزل شمارهٔ ۱۱۱ — رخ خوبت خدای میداند
- غزل شمارهٔ ۱۱۲ — نه در وصال تو بختم به کام دل برساند
- غزل شمارهٔ ۱۰۶ — زلفت چو به دلبری درآمد
- غزل شمارهٔ ۱۱۰ — عجب عجب که ترا یاد دوستان آمد
- غزل شمارهٔ ۱۰۵ — بدرود شب دوش که چون ماه برآمد
- غزل شمارهٔ ۱۰۹ — جانا دلم از غمت به جان آمد
- غزل شمارهٔ ۱۰۷ — مرا تاثیر عشقت بر دل آمد
- غزل شمارهٔ ۱۱۳ — هرچه مرا روی تو به روی رساند
- غزل شمارهٔ ۱۱۵ — حسن تو گر بر همین قرار بماند
- غزل شمارهٔ ۱۱۶ — طاقت عشق تو زین بیشم نماند
- غزل شمارهٔ ۱۱۴ — مرا مرنجان کایزد ترا برنجاند
- غزل شمارهٔ ۱۱۹ — عشق تو ز دل برید نتواند
- غزل شمارهٔ ۱۱۷ — درد تو دلا نهان نماند
- غزل شمارهٔ ۱۱۸ — در همه آفاق دلداری نماند
- غزل شمارهٔ ۱۲۰ — گل رخسار تو چون دسته بستند
- غزل شمارهٔ ۱۲۴ — نوبت حسن ترا لطف تو گر پنج کند
- غزل شمارهٔ ۱۲۷ — جان وصال تو تقاضا میکند
- غزل شمارهٔ ۱۲۱ — آن شوخ دیده دیده چو بر هم نمیزند
- غزل شمارهٔ ۱۲۸ — دل به عشقش رخ به خون تر میکند
- غزل شمارهٔ ۱۲۶ — معشوق دل ببرد و همی قصد دین کند
- غزل شمارهٔ ۱۲۳ — هرچ از وفا به جای من آن بیوفا کند
- غزل شمارهٔ ۱۲۵ — گر وفا با جمال یار کند
- غزل شمارهٔ ۱۲۲ — هرکرا عشقت به هم برمیزند
- غزل شمارهٔ ۱۳۰ — یار در خوبی قیامت میکند
- غزل شمارهٔ ۱۳۲ — عالمی در ره تو حیرانند
- غزل شمارهٔ ۱۳۴ — یارم این بار، بار میندهد
- غزل شمارهٔ ۱۳۳ — گرد ترا دل همی چنان خواهد
- غزل شمارهٔ ۱۳۶ — دوش آنکه همه جهان ما بود
- غزل شمارهٔ ۱۲۹ — حسن تو عشق من افزون میکند
- غزل شمارهٔ ۱۳۱ — زلفش اندر جور تلقین میکند
- غزل شمارهٔ ۱۳۵ — هرکه دل بر چون تو دلداری نهد
- غزل شمارهٔ ۱۴۰ — ای دلبر عیار ترا یار توان بود
- غزل شمارهٔ ۱۳۷ — من آن نیم که مرا بیتو جان تواند بود
- غزل شمارهٔ ۱۳۸ — آن روزگار کو که مرا یار یار بود
- غزل شمارهٔ ۱۳۹ — دوش تا صبح یار در بر بود
- غزل شمارهٔ ۱۴۱ — آنچه بر من در غم آن نامسلمان میرود
- غزل شمارهٔ ۱۴۳ — دست در روزگار مینشود
- غزل شمارهٔ ۱۴۲ — آب جمال جمله به جوی تو میرود
- غزل شمارهٔ ۱۴۴ — وصلت به آبِ دیده میسر نمیشود
- غزل شمارهٔ ۱۵۲ — یا وصل ترا عنایتی باید
- غزل شمارهٔ ۱۴۶ — دوستی یک دلم همی باید
- غزل شمارهٔ ۱۵۰ — صبر با عشق بس نمیآید
- غزل شمارهٔ ۱۵۱ — درد سر دل به سر نمیآید
- غزل شمارهٔ ۱۴۷ — دل در هوست ز جان برآید
- غزل شمارهٔ ۱۴۵ — چون نیستی آنچنان که میباید
- غزل شمارهٔ ۱۴۹ — آنرا که غمت ز در درآید
- غزل شمارهٔ ۱۴۸ — ز هجران تو جانم میبرآید
- غزل شمارهٔ ۱۵۳ — ز عمرم بیتو درد دل فزاید
- غزل شمارهٔ ۱۵۵ — چو کاری ز یارم همی برنیاید
- غزل شمارهٔ ۱۵۸ — طاقتم در فراق تو برسید
- غزل شمارهٔ ۱۶۰ — ساقیا بادهٔ صبوح بیار
- غزل شمارهٔ ۱۵۷ — ز عهد تو بوی وفا مینیاید
- غزل شمارهٔ ۱۵۴ — از نازکی که رنگ رخ یار مینماید
- غزل شمارهٔ ۱۵۹ — غارتِ عشقت به دل و جان رسید
- غزل شمارهٔ ۱۵۶ — به عمری در کفم یاری نیاید
- غزل شمارهٔ ۱۶۱ — هیچ دانی که سرِ صحبتِ ما دارد یار
- غزل شمارهٔ ۱۶۴ — دلدار به طبع گشت رام آخر
- غزل شمارهٔ ۱۶۵ — ای شده از رخ تو تاب قمر
- غزل شمارهٔ ۱۶۶ — ای پسر بردهٔ قلندر گیر
- غزل شمارهٔ ۱۶۲ — سلام علیک ای جفا پیشه یار
- غزل شمارهٔ ۱۶۳ — ای غم تو جسم را جانی دگر
- غزل شمارهٔ ۱۶۷ — دلا در عاشقی جانی زیانگیر
- غزل شمارهٔ ۱۶۸ — ای جهان را به حضرت تو نیاز
- غزل شمارهٔ ۱۷۲ — چارهٔ عشق تو نداند کس
- غزل شمارهٔ ۱۷۳ — جانا به غریبستان چندین بنماند کس
- غزل شمارهٔ ۱۷۴ — نگارا بر سر عهد و وفا باش
- غزل شمارهٔ ۱۷۶ — دوش در ره نگارم آمد پیش
- غزل شمارهٔ ۱۷۰ — قیامت میکنی ای کافر امروز
- غزل شمارهٔ ۱۶۹ — تختهٔ عشق برنوشتم باز
- غزل شمارهٔ ۱۷۱ — جمالت عشق میافزاید امروز
- غزل شمارهٔ ۱۷۵ — باز دوش آن صنم بادهفروش
- غزل شمارهٔ ۱۷۸ — کرا در شهر برگویم غم دل
- غزل شمارهٔ ۱۷۹ — ساقی اندر خواب شد خیز ای غلام
- غزل شمارهٔ ۱۸۱ — تا به مهر تو تولا کردهام
- غزل شمارهٔ ۱۸۳ — تا رنگ مهر از رخ روشن گرفتهام
- غزل شمارهٔ ۱۸۴ — یعلمالله که دوستدار توام
- غزل شمارهٔ ۱۸۲ — به دو چشم تو که تا زندهام
- غزل شمارهٔ ۱۷۷ — به جان آمد مرا کار از دل خویش
- غزل شمارهٔ ۱۸۰ — مست از درم درآمد دوش آن مهِ تمام
- غزل شمارهٔ ۱۹۱ — برآنم کز تو هرگز برنگردم
- غزل شمارهٔ ۱۹۲ — ای مسلمانان ز جان سیر آمدم
- غزل شمارهٔ ۱۸۵ — روی ندارم که روی از تو بتابم
- غزل شمارهٔ ۱۹۰ — دردا و دریغا که دل از دست بدادم
- غزل شمارهٔ ۱۸۶ — کس نداند کز غمت چون سوختم
- غزل شمارهٔ ۱۸۸ — دل از خوبان دیگر برگرفتم
- غزل شمارهٔ ۱۸۹ — ای زلف تابدار ترا صدهزار خم
- غزل شمارهٔ ۱۸۷ — آخر در زهد و توبه دربستم
- غزل شمارهٔ ۱۹۳ — در دستِ غمِ یارِ دلارام بماندم
- غزل شمارهٔ ۱۹۶ — زیر بار غمی گرفتارم
- غزل شمارهٔ ۱۹۷ — هرچند به جای تو وفا دارم
- غزل شمارهٔ ۱۹۵ — دل باز به عاشقی درافکندم
- غزل شمارهٔ ۱۹۹ — تا به کوی تو رهگذر دارم
- غزل شمارهٔ ۱۹۴ — بدان عزمم که دیگر ره به میخانه کمر بندم
- غزل شمارهٔ ۱۹۸ — بیا که با سر زلف تو کارها دارم
- غزل شمارهٔ ۲۰۰ — درد دل هر زمان فزون دارم
- غزل شمارهٔ ۲۰۲ — هرچند غمِ عشقت پوشیده همی دارم
- غزل شمارهٔ ۲۰۳ — جز سر پیوند آن نگار ندارم
- غزل شمارهٔ ۲۰۴ — داری خبر که در غمت از خود خبر ندارم
- غزل شمارهٔ ۲۰۷ — نگارا جز تو دلداری ندارم
- غزل شمارهٔ ۲۰۵ — یارم تویی به عالم یار دگر ندارم
- غزل شمارهٔ ۲۰۶ — اگر نقش رخت بر جان ندارم
- غزل شمارهٔ ۲۰۱ — عشقت اندر میان جان دارم
- غزل شمارهٔ ۲۰۸ — گر عزیزم بر تو گر خوارم
- غزل شمارهٔ ۲۱۰ — عمر بیتو به سر چگونه برم
- غزل شمارهٔ ۲۱۴ — کار جهان نگر که جفای که میکشم
- غزل شمارهٔ ۲۱۳ — پای بر جای نیست همنفسم
- غزل شمارهٔ ۲۱۲ — دل رفت و این بتر بر دلبر نمیرسم
- غزل شمارهٔ ۲۱۱ — کارم به جان رسید و به جانان نمیرسم
- غزل شمارهٔ ۲۱۵ — نو به نو هر روز باری میکشم
- غزل شمارهٔ ۲۰۹ — بیا تا ببینی که من بر چه کارم
- غزل شمارهٔ ۲۱۶ — ای آرزوی جانم در آرزوی آنم
- غزل شمارهٔ ۲۲۲ — از عشقت ای شیرین صنم گرچه به سر برمیزنم
- غزل شمارهٔ ۲۱۷ — ای دوستتر از جانم زین بیش مرنجانم
- غزل شمارهٔ ۲۲۰ — ره فراکار خود نمیدانم
- غزل شمارهٔ ۲۱۹ — تو دانی که من جز تو کس را ندانم
- غزل شمارهٔ ۲۲۱ — ترا من دوست میدارم ندانم چیست درمانم
- غزل شمارهٔ ۲۱۸ — جانا ز غم عشق تو امروز چنانم
- غزل شمارهٔ ۲۲۳ — بیا ای راحت جانم که جان را بر تو افشانم
- غزل شمارهٔ ۲۲۴ — من که باشم که تمنای وصال تو کنم
- غزل شمارهٔ ۲۲۵ — باز چون در خورد همت میکنم
- غزل شمارهٔ ۲۲۷ — بیتو جانا زندگانی میکنم
- غزل شمارهٔ ۲۲۹ — دل را به غمت نیاز میبینم
- غزل شمارهٔ ۲۳۲ — چه گویی با تو درگیرد که از بندی برون آیم
- غزل شمارهٔ ۲۳۱ — روز دو از عشق پشیمان شوم
- غزل شمارهٔ ۲۳۰ — سر آن دارم کامروز بر یار شوم
- غزل شمارهٔ ۲۲۸ — هر غم که ز عشق یار میبینم
- غزل شمارهٔ ۲۲۶ — تا نپنداری که دستان میکنم
- غزل شمارهٔ ۲۳۸ — ای بندهٔ روی تو خداوندان
- غزل شمارهٔ ۲۳۹ — عشق بر من سر نخواهد آمدن
- غزل شمارهٔ ۲۳۳ — تا رخت دل اندر سر زلف تو نهادیم
- غزل شمارهٔ ۲۳۵ — ای روی خوب تو سبب زندگانیم
- غزل شمارهٔ ۲۳۶ — دل بدادیم و جان نمیخواهیم
- غزل شمارهٔ ۲۴۰ — عاشقی چیست مبتلا بودن
- غزل شمارهٔ ۲۳۴ — آخر به مراد دل رسیدیم
- غزل شمارهٔ ۲۳۷ — درمان دل خود از که جویم
- غزل شمارهٔ ۲۴۸ — ز من برگشتی ای دلبر دریغا روزگار من
- غزل شمارهٔ ۲۴۱ — هم مصلحت نبینی رویی به ما نمودن
- غزل شمارهٔ ۲۴۷ — شرم دار آخر جفا چندین مکن
- غزل شمارهٔ ۲۴۴ — ای بتِ یغما! دلم یغما مکن
- غزل شمارهٔ ۲۴۵ — ز من چهرهٔ خویش پنهان مکن
- غزل شمارهٔ ۲۴۲ — آتش ای دلبر مرا بر جان مزن
- غزل شمارهٔ ۲۴۳ — به عمری آخرم روزی وفا کن
- غزل شمارهٔ ۲۴۶ — روی خوب خویش را پنهان مکن
- غزل شمارهٔ ۲۵۱ — ایمن ز عارض تو این خط سیاه تو
- غزل شمارهٔ ۲۵۲ — ای قبای حسن بر بالای تو
- غزل شمارهٔ ۲۵۵ — جرم رهی دوستی روی تو
- غزل شمارهٔ ۲۴۹ — ای باد صبحدم خبری ده ز یار من
- غزل شمارهٔ ۲۵۰ — چو کرد خیمهٔ حسنت طناب خویش مکین
- غزل شمارهٔ ۲۵۴ — ای جان من به جان تو کز آرزوی تو
- غزل شمارهٔ ۲۵۳ — ترک من ای من سگ هندوی تو
- غزل شمارهٔ ۲۵۶ — ای مردمان بگویید آرام جان من کو
- غزل شمارهٔ ۲۶۱ — تا دل من بردهای قصد جفا کردهای
- غزل شمارهٔ ۲۶۲ — سهل میگیرم چو با ما کردهای
- غزل شمارهٔ ۲۶۴ — بر مه از عنبر عذار آوردهای
- غزل شمارهٔ ۲۵۹ — ای رخت رشکِ آفتاب شده
- غزل شمارهٔ ۲۵۷ — ای برده دل من و جفا کرده
- غزل شمارهٔ ۲۶۰ — هرگز از دل خبر نداشتهای
- غزل شمارهٔ ۲۶۳ — مسکین دلم به داغ جفا ریش کردهای
- غزل شمارهٔ ۲۵۸ — ای ایزد از لطافت محضت بیافریده
- غزل شمارهٔ ۲۶۷ — زردرویم ز چرخِ دندانخای
- غزل شمارهٔ ۲۶۸ — جانا به کمال صورتیای
- غزل شمارهٔ ۲۷۱ — یا بدان رخ نظری بایستی
- غزل شمارهٔ ۲۷۲ — ای دیر به دست آمده بس زود برفتی
- غزل شمارهٔ ۲۶۹ — گر مرا روزگار یارستی
- غزل شمارهٔ ۲۷۰ — همچون سر زلف خود شکستی
- غزل شمارهٔ ۲۶۵ — تا که دستم زیر سنگ آوردهای
- غزل شمارهٔ ۲۶۶ — دامن اندر پای صبر آوردهای
- غزل شمارهٔ ۲۷۴ — ای دل تو مرا به باد دادی
- غزل شمارهٔ ۲۷۶ — ای دوست به کام دشمنم کردی
- غزل شمارهٔ ۲۷۸ — بس دلافروز و دلارام آمدی
- غزل شمارهٔ ۲۷۷ — گر ترا روزی ز ما یاد آمدی
- غزل شمارهٔ ۲۷۹ — گر ترا طبع داوری بودی
- غزل شمارهٔ ۲۷۵ — دیدی که پای از خط فرمان برون نهادی
- غزل شمارهٔ ۲۷۳ — چه ناز است آنکه اندر سرگرفتی
- غزل شمارهٔ ۲۸۰ — یاد میدار کآن چه بنمودی
- غزل شمارهٔ ۲۸۸ — یک دم به مراعات دلم گرم نداری
- غزل شمارهٔ ۲۸۱ — بیدلم ای یار همچنان که تو دیدی
- غزل شمارهٔ ۲۸۲ — دلم بردی نگارا وارمیدی
- غزل شمارهٔ ۲۸۵ — ما را تو به هر صفت که داری
- غزل شمارهٔ ۲۸۶ — تو گر دوست داری مرا ور نداری
- غزل شمارهٔ ۲۸۷ — گرفتم کز غم من غم نداری
- غزل شمارهٔ ۲۸۳ — بدخویتری مگر خبر داری
- غزل شمارهٔ ۲۸۴ — روی چون ماه آسمان داری
- غزل شمارهٔ ۲۸۹ — ندارم جز غم تو غمگساری
- غزل شمارهٔ ۲۹۵ — گرفتم سر به پیمان درنیاری
- غزل شمارهٔ ۲۹۶ — جانا اگر به جانت بیابم گران نباشی
- غزل شمارهٔ ۲۹۴ — الحق نه دروغ محتشم یاری
- غزل شمارهٔ ۲۹۰ — ای کار غم تو غمگساری
- غزل شمارهٔ ۲۹۲ — نگفتی کزین پس کنم سازگاری
- غزل شمارهٔ ۲۹۱ — با من اندر گرفتهای کاری
- غزل شمارهٔ ۲۹۳ — ای عاشقان گیتی یاری دهید یاری
- غزل شمارهٔ ۳۰۰ — یک زمان از غم نیاسایم همی
- غزل شمارهٔ ۳۰۴ — ای غایت عیش این جهانی
- غزل شمارهٔ ۲۹۸ — گر جان و دل به دست غم تو ندادمی
- غزل شمارهٔ ۲۹۹ — گر من اندر عشقِ تو جز درد یاری دارمی
- غزل شمارهٔ ۳۰۳ — بنامیزد به چشم من چنانی
- غزل شمارهٔ ۳۰۲ — آگه نهای ز حالم ای جان و زندگانی
- غزل شمارهٔ ۲۹۷ — مرا وقتی خوشست امروز و حالی
- غزل شمارهٔ ۳۰۱ — بختی نه بس مساعد یاری چنان که دانی
- غزل شمارهٔ ۳۰۸ — سر آن داری کامروز مرا شاد کنی
- غزل شمارهٔ ۳۱۱ — از من ای جان روی پنهان میکنی
- غزل شمارهٔ ۳۰۹ — بیگناه از من تبرا میکنی
- غزل شمارهٔ ۳۰۶ — دلم بردی و برگشتی زهی دلدار بیمعنی
- غزل شمارهٔ ۳۱۰ — آخر ای جان جهان با من جفا تا کی کنی
- غزل شمارهٔ ۳۱۲ — ناز از اندازه بیرون میکنی
- غزل شمارهٔ ۳۰۵ — گرد ماه از مشک خرمن میزنی
- غزل شمارهٔ ۳۰۷ — نام وصل اندر زبانی افکنی
- غزل شمارهٔ ۳۱۳ — باز آهنگ بلایی میکنی
- غزل شمارهٔ ۳۱۵ — در حسن قرین نوبهار آیی
- غزل شمارهٔ ۳۱۷ — ای همه دلبری و زیبایی
- غزل شمارهٔ ۳۱۶ — این همه چابکیّ و زیبایی
- غزل شمارهٔ ۳۱۴ — دوستا گر دوستی گر دشمنی
- غزل شمارهٔ ۳۱۹ — ای روی تو آیت نکویی
- غزل شمارهٔ ۳۲۰ — ای خوبتر ز خوبی نیکوتر از نکویی
- غزل شمارهٔ ۳۱۸ — خه مرحبا و اهلا آخر تو خود کجایی
- غزل شمارهٔ ۳۲۱ — قُرطه بگشای و زمانی بنشین بیش مگوی