غزل شمارهٔ ۷۳ انوری
انوری ابیوردی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
به بیل عشق تو دل گل ندارد
که راه عشق تو منزل ندارد
قدم بر جان همی باید نهادن
در این راه و دلم آن دل ندارد
چو دل در راه تو بستم ضمان کیست
که هجرت کار من مشکل ندارد
بهین سرمایه صبر و روزگارست
دلم این هر دو هم حاصل ندارد
کرا پایاب پیوند تو باشد
که دریای غمت ساحل ندارد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساسات پر درد و اندوه عاشقانه میپردازد. شاعر میگوید که عشق محبوبش دلش را سرشار از غم کرده و او هیچ امیدی به رسیدن به معشوق ندارد. او درمییابد که برای عشق واقعی، باید جان خود را فدای آن کند، اما دلش این قدرت را ندارد. شاعر نگران است که در این راه، هیچکس ضمانتی برای عبور از سختیها ندارد و نشان میدهد که صبر و زمان نیز در دلش کافی نیستند. او همچنین اشاره میکند که ارتباط با محبوبش مانند دریا است که هیچ ساحلی ندارد و این حکایت از بیپناهی و دوری او دارد.