نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱ - در تعریف علم و شان آن انوری

انوری ابیوردی / مقطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

دیدهٔ جان بوعلی سینا

بود از نور معرفت بینا

سایهٔ آفتاب حکمت او

یافت از مشرق و لوشینا

جان موسی صفات او روشن

به تجلی و شخص او سینا

ای سفیه فقیه‌نام تو کی

باز دانی زمرد از مینا

در تک چاه جهل چون مانی

مسکنت روح قدس مسکینا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره بوعلی سینا، پزشک و فیلسوف بزرگ ایرانی است. شاعر به نور معرفتی که بوعلی سینا دارد اشاره می‌کند و سایه آفتاب حکمت او را از مشرق می‌داند. همچنین صفات موسی را که به روشنی اومی‌افزاید، به سینا نسبت می‌دهد. شاعر با طعنه‌ای به فقیهانی که به علم و حکمت او نمی‌رسند، می‌گوید که شناخت واقعی را فراموش کرده‌اند و در جهل گرفتارند. در نهایت، به حالتی از مسکنت و ناامیدی اشاره می‌کند که در کمبود دانش و بصیرت روی می‌دهد.