نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۴ - در مذمت اصحاب دیوان انوری

انوری ابیوردی / مقطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

خسروا این چه حلم و خاموشیست

صاحبا این چه عجز و مایوسیست

آخر افسوستان نیاید از آنک

ملک در دست مشتی افسوسیست

اولا نایبی که نیست به کار

راست چون پیر کافر روسیست

ثانیا این کمال مستوفی

نیک سیاح روی و سالوسیست

ثالثا این قوام رعنا ریش

بر سر منهی و جاسوسیست

رابعا این کریم گنده دهن

مردکی حیلتی و ناموسیست

خامسا این محمد رازی

بتر از رهزنان چپلوسیست

سادسا این ثقیل مفسد عز

کز گرانی چو کوه بعلوسیست

همه ناز و کرشمه و کبرست

گوییا از نژاد کاووسیست

سابعا این فرید عارض لنگ

از در صدهزار طرطوسیست

ثامن‌القوم آن یمین سرخس

راست چون میل گور قابوسیست

کیست تاسع نتیجهٔ مخلص

که به رخ همچو زر بر موسیست

مردکی اشقراست و رومی روی

گویی از راهبان ناقوسیست

عاشر آن اکرم معاشر شر

گویی از گبرکان ناووسیست

اکرم اکرم نعوذ بالله ازو

هیکل مدبری و منحوسیست

چاکر خام قلتبانی اوست

هیچ گویی کمال عبدوسیست

ما فرحنا معین حدادی

هست محبوس و اهل محبوسیست

احمد لیث آن مخنث فش

که همه خز و توزی وسوسیست

از کمال خری و بی‌خردی

جل اسبش کتان قبروسیست

هریکی را از این رهی مذهب

کفر محض این نجیبک طوسیست

همه از روزگار معکوسست

هرچه در کار ملک معکوسیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف وضعیت نابسامان و ناامیدی در جامعه می‌پردازد. شاعر به نقد و توهین به افراد قدرتمند و ناتوانی آن‌ها در اداره امور کشور می‌پردازد. او به صفات منفی و ناکارآمدی‌های شخصیت‌های مختلف اشاره می‌کند و آن‌ها را با انواع مشکلات و عیوب توصیف می‌کند. توهماتی که این افراد دارند و ناتوانی‌ها و کمبودهای آن‌ها در تصمیم‌گیری و عمل، محور اصلی شعر است. در نهایت، شاعر به ناامیدی از وضعیت موجود اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که همه چیز در بحرانی عمیق قرار دارد.