شمارهٔ ۱۲۲ - مدح زینالدین عبدالله را گوید و حضور میزبان را خواهد انوری
انوری ابیوردی / مقطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
ای بزرگی کز آب و خاک چو تو
دست دوران آسمان نسرشت
تخمی از لطف در زمین کمال
چو تو حراث روزگار نکشت
یاد کردی ز انوری به کرم
باز بر پشت روزگار نبشت
غرض او تویی و خدمت تو
نه ملاقات چوب و صحبت خشت
در سرایی که تو نخواهی بود
در و دیوار او چه خوب و چه زشت
به خدایی که کعبه خانهٔ اوست
که بود کعبه بیتوام چو کنشت
میزبان اول آنگهی خانه
روئیة الله نخست باز بهشت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این ابیات از بزرگی و فضیلت یک شخصیت مهم سخن میگوید و به این نکته اشاره میکند که چنین فردی در زمین وجود ندارد و دوران به شکلی دیگر نخواهد بود. او به یادآوری یاد و لطف این بزرگوار پرداخته و به خدمت و مقام او ارج مینهد. در ادامه، شاعر بر بیمعنایی زندگی بدون حضور این شخصیت تأکید میکند و به رابطه او با خدا اشاره میکند و میگوید که محوریت کعبه و بهشت به این شخصیت وابسته است. در نهایت، این ابیات به عظمت و اهمیّت حضور این بزرگ در زندگی و عالم اشاره دارد.