شمارهٔ ۱۳۳ - در قناعت و شکایت از روزگار انوری
انوری ابیوردی / مقطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خسروا روزی ز عمرم گر سپهر افزون کند
یا نگیرد بسته مرگم چون مگس را عنکبوت
گر توانم سجدهگاه شکر سازم ساحتت
چون مسیح مریم از صفر حمل تا پای حوت
پس چه گویی صرف یارم کرد بر درگاه تو
هریکی این روزها را از پی یکروزه قوت
بخت را دانی که یارد کرد حی لاینام
اعتکاف سدهٔ درگاه حی لایموت
طالب مقصود را یک سمت باید مستوی
مرد را سرگشته دارد اختلافات سموت
من چو کرم پیلهام قانع به یک نوع از غذا
توامان با صبر چون وتر حنیفی با قنوت
فضلهٔ طبعم نسیجالوحد از این معنی شدست
فضلهٔ کرمک نسیجالالف شد با برگ توت
انوری لاف سخن تا کی زنی خاموش باش
بو که چون مردان مسلم گرددت ملک سکوت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زندگی و گذر زمان اشاره میکند و از خدای خود طلب میکند که روزهای بیشتری به او بدهد. او درباره مرگ و ناپایداری زندگی فکر میکند و به سجده شکر و عبادت میپردازد. شاعر همچنین به بخت و تقدیر اشاره کرده و بیان میکند که باید در مسیر خود ثابت قدم باشد. او خود را به کرمی تشبیه میکند که تنها به یک نوع غذا قانع است و از صبر و پیوستگی در عبادت یاد میکند. در نهایت با تأکید بر اهمیت سکوت و تفکر به زندگی اشاره دارد.