شمارهٔ ۱۳۲ - در هجو خواجه صلاح نامی انوری
انوری ابیوردی / مقطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
گفتم آن تو نیست خواجه صلاح
گفت چه گفتم آن دو خلقانت
گفت چون نیست گفتم از پی آنک
گر بدو نافذست فرمانت
چون گذاری که بر زند هر روز
قلتبانی سر از گریبانت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر گفتگو بین دو نفر است. یکی از آنها اظهار میکند که آنچه در نظر دیگری است، به او تعلق ندارد و نمیتواند آن را دارای صلاحیت بداند. فرد دیگر نیز اشاره میکند که اگر شخصی به او فرمان دهد، آن را قبول خواهد کرد، ولی همیشه احساس میکند که در معرض خطر و سرزنش قرار دارد. در نهایت، این گفتگو نشاندهنده تردید و عدم اطمینان از حیثیت و وضعیت خود است.