نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۴۱ - مخدوم حکیم را در سرای خاص جای داد در شکر آن گوید انوری

انوری ابیوردی / مقطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

ای مقر عز تو از خرمی دارالقرار

دایم از اقبال چون دارالقرار آباد باد

آن مکان کز تو فلک قدر و زمین بسطت شده است

در نهاد خود فلک سقف و زمین بنیاد باد

گفته‌ای از روی آزادی نزولی کن درو

جاودان جانت ز بند حادثات آزاد باد

وانکه گفتی طبع ما را شاد گردان گاهگاه

گاه و بی‌گاهت دل صافی و طبع شاد باد

پایهٔ شعر از عذوبت برده‌ای بر آسمان

آشمان را کمترین شاگرد تو استاد باد

باد شهرت را که دارد نسبت از باد بهشت

بر سر از تشویر طبعت خاک و در کف باد باد

کمترین بندگان از بندگان خاص تو

ای خداوندیت عام از بندگانت یاد باد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به ستایش خداوند و مکان‌های مقدس می‌پردازد و به آرامش و خوشبختی ناشی از لطف و نعمت‌های الهی اشاره می‌کند. شاعر آرزو می‌کند که مکان‌هایی که به برکت خداوند آباد هستند، همیشه در نعمت و خوشبختی بمانند. او از خداوند می‌خواهد که جانش را از مشکلات آزاد کند و دلش را شاد گرداند. در نهایت، شاعری را ستایش می‌کند که با شعرش به آسمان‌ها عروج کرده و در دل‌ها شادی می‌نشاند، و همچنین از بندگان خاص خداوند یاد می‌کند و نسبت به همه بندگان تواضع دارد.