نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۴۴ - در مدح ملک نصرةالدین انوری

انوری ابیوردی / مقطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

مبشر آمد و اخبار فتح ختلان داد

نشاط باده کن ای خسرو خراسان شاد

درخت رقص‌کنان گشت و مرغ نعره‌زنان

چو برد مژدهٔ فتحت به باغ و بستان باد

تویی که هرچ بخواهی خدات آن بدهد

بدان دلیل کزو هرچه خواستی آن داد

تویی که تیغ تو چون سیل خون برانگیزد

کنند انجم و ارکان ز روز طوفان یاد

به عون عدل تو از شیر و یوز بستانند

گوزن و آهو در بیشه و بیابان داد

ز سنگ ریز در تست دست دریا پر

ز فتح باب کف تست ابر نیسان راد

جهان ز خصم تو مخذول‌تر نیابد کس

مگر ز مادر محنت برای خذلان زاد

چنانکه نصرت دین می‌کنی ز رایت و رای

به هرچه روی نهی ناصر تو یزدان باد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

مبشر خبر فتح ختلان را به خراسان می‌آورد و مردم را به شادی و خوشحالی دعوت می‌کند. درختان و پرندگان از این خبر خوشحال هستند. شاعر به حاکم می‌گوید که خداوند هر آنچه بخواهد به او می‌دهد و او با قدرتش می‌تواند بر دشمنان پیروز شود. او توصیف می‌کند که چگونه عدل حاکم باعث شکوفایی و آرامش در طبیعت می‌شود. همچنین می‌گوید که در مقابل دشمنان، هیچکس به اندازه حاکم در امان نیست و پیروزی او در نصرت دین و ملتش تضمین شده است.