نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۵۲ - در عذر انوری

انوری ابیوردی / مقطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

تو آن کریمی کز التفات خاطر تو

نیاز تا به ابد در نعیم و ناز افتد

خرد سزای تو نا معنییی به دست آرد

هزار سال در اندیشهٔ دراز افتد

به بیست بیت مدیح تو در کرم بینی

چنان فتد که به اصلاح آن نیاز افتد

عجب مدار که اندر سرای عالم کون

گهی نشیب فتد کار و گه فراز افتد

ز حرص مدح تو باشد که از درخت سخن

لطیفه‌ای مثلا نیم پخته باز افتد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به ستایش خداوند و کرم او پرداخته است. او می‌گوید که مهربانی و لطف خداوند به حدی است که انسان‌ها تا ابد در نعمت و آرامش خواهند بود. همچنین، خرد انسانی نمی‌تواند به درستی شایستگی‌های الهی را درک کند و حتی پس از هزار سال نیز در این فکر باقی می‌ماند. شاعر تاکید می‌کند که هرچند او در مدح خداوند تلاش می‌کند، باز هم ممکن است نیاز به اصلاح کلامش باشد. در پایان به این نکته اشاره می‌کند که در دنیا گاهی اوج و گاهی فرود وجود دارد و این ناشی از عشق و حرص انسان‌ها برای ستایش الهی است.