شمارهٔ ۱۵۳ - در مفارقت دوستی انوری
انوری ابیوردی / مقطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
به خدایی که از شب تیره
روز روشن همی پدید آرد
بیقلم بر بساط آینه فام
صورت آفتاب بنگارد
کز غمت انوری ز آتش دل
آب حسرت ز دیده میبارد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به ستایش خداوندی میپردازد که از شبهای تاریکی، روزی روشن و زیبا خلق میکند. خداوندی که به شکلی معجزهآسا، تصویر آفتاب را بر آینهای مینویسد. شاعر از درد و غم خود را بیان میکند که از دلش شعلهور است و اشک حسرت از چشمانش میریزد.