شمارهٔ ۱۶۳ - خواجه شمس انوری را پوستینی وعده کرده و در فرستادن آن تاخیر نموده بود این قطعه در تهدید وی گفته انوری
انوری ابیوردی / مقطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
شمس بی نور و خواجهٔ بیاصل
چند از این دفع گرم و وعدهٔ سرد
از سر جوی عشوهٔ آب ببند
بیش از این گرد پای حوض مگرد
تا مرا در میان تابستان
مر ترا پوستین نباید کرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساسات و وضعیتهای متضاد میپردازد. شاعر به تضاد میان شمس و خواجه اشاره میکند و از بیفایده بودن تلاشهای مکرر برای جلب محبت یا توجه سخن میگوید. او به طرف مقابل پیشنهاد میکند که دیگر در جوی آب نچرخد و نشانهدهیهای توخالی نکند، چرا که در تابستان نمیتوان او را با پوستین گرم کرد. به طور کلی، این شعر بر بیثمر بودن برخی ارتباطات و نیاز به واقعگرایی تأکید میکند.