نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۷۲ - در مدح پیروز شاه انوری

انوری ابیوردی / مقطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

آنکه او دست و دلت را سبب روزی کرد

درگهت را در پیروزی و بهروزی کرد

یافت از دست اجل جان گرامیش خلاص

هر کرا خدمت جان‌پرور تو روزی کرد

ای ولی‌نعمت احرار سوی نعمت و ناز

آز را داعی جود تو ره‌آموزی کرد

با جهانی کفت آن کرد که با خاک و نبات

باد نوروزی و باران شبانروزی کرد

فضلهٔ بزم توفراش به نوروز برفت

باغ را مایه به دست آمد و نوروزی کرد

بخت پیروز ترا گنبد فیروزهٔ چرخ

تاقیامت سبب نصرت و پیروزی کرد

زبدهٔ گوهر آن شاه که از گوشهٔ تخت

سالها گوهر تاجش فلک‌افروزی کرد

پاسبانی جهان گر تو بگویی بکند

فتنه بی‌عدل کزین پیش جانسوزی کرد

وز سراپردهٔ آن شاه کز انگشت نفاذ

ماه را پرده دری کرد و قبادوزی کرد

از شب و روز میندیش که با تست بهم

آنکه از زلف شبی کرد و ز رخ روزی کرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره‌ی خداوند و نعمت‌های اوست که روزی را به بندگانش می‌دهد و آنها را به موفقیت و بهروزی می‌رساند. شاعر به پیروزی‌های حاصل از مدد الهی اشاره می‌کند و به زیبایی‌های طبیعت و برکات نوروز اشاره دارد. همچنین به نقش خداوند در حفظ و رهایی از سختی‌ها و فتنه‌ها اشاره می‌کند و بر اهمیت ارتباط انسان با خداوند تأکید می‌کند. کل مضمون شعر بر محبت و رحمت خداوند و تأثیر آن بر زندگی انسان‌ها است.